ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٧١ - (امير المؤمنين
آن است كه موجب رضاى خداوند عز و جل باشد كسى كه دنيا پرست باشد و آن را بر آخرت مقدم بدارد سرانجام ناگوارى دارد آب را وسيله خوشبوئى خود سازيد كسى كه از خداى عز و جل بهمان كه برايش قسمت فرموده است راضى باشد بدنش آسوده گردد آنكه زندگى و عمرش در انجام كارى كه از خداى عز و جل دورش نمايد بسر رفته باشد زيان كرده است.
اگر نماز گذار بداند كه چه اندازه از جلال خداوندى سراپاى او را فرا گرفته است خوش نميدارد كه سرش را از سجده خود بردارد مبادا در كار آخرت امروز و فردا كنيد و هر چه ممكن است پيشدستى كنيد هر چه روزى شما است هر اندازه ناتوان هم باشيد بشما خواهد رسيد و هر چه بزيان شما در انتظار شما است بهيچ راهى نتوانيد آن را از خويشتن دور سازيد بكارهاى خوب ديگران را وابداريد و از كارهاى بد باز بداريد و بآنچه بر شما ميرسد شكيبائى كنيد نور مؤمن اين است كه حق ما را بشناسد بدترين كورىها براى كسى است كه از ديدن برترى ما بر ديگران كور باشد و با ما دشمنى كند بدون اينكه گناهى از ما نسبت باو سر زده باشد جز اينكه ما او را بحق دعوت كردهايم و ديگرانش بآشوب و دنيا و آشوب را برگيرد و آشكارا از ما بيزارى جويد و دشمنى ورزد پرچم حق بدست ما است هر كس بسايه آن درآيد سايه بر او بيفكند و هر كس هر چه زودتر خود را بزير آن برساند كامياب گردد و هر كس از آن بازماند هلاك شود و هر كس از آن جدا شود سرنگون گردد و هر كس بدان چنگ زند رستگار شود.
من رئيس مؤمنانم و مال رئيس ستمكاران است بخدا قسم كه مرا بجز مؤمن دوست ندارد بجز منافق دشمنم ندارد.