ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٦٤ - (مصنف) اين كتاب گويد
هر دو حجاب پانصد سال راه است و طول هر حجاب پانصد سال راه است هر حجابى را هفتاد هزار فرشته پرده دار است كه نيروى هر فرشتهاى از آنان بقدر نيروى جن و انس است بعضى از حجابها تاريكى است و پارهاى نور و بعضى آتش است و بعضى دود و بعضى ابر است و بعضى برق و بعضى باران است و بعضى رعد و بعضى روشنائى است و بعضى ريگ و بعضى كوه است و بعضى غبار و بعضى آب است و بعضى نهرها و آنها حجابهاى گوناگونى هستند كه درشتى هر حجابى هفتاد هزار سال راه است، سپس سرا پردههاى جلال است و آنها شصت سرا پرده است كه در هر سرا پردهاى هفتاد هزار فرشته است فاصله ميان هر سرا پرده و سرا پرده ديگر پانصد سال راه است سپس سرا پرده عزت است سپس سرا پرده كبريا است سپس سرا پرده عظمت است سپس سرا پرده قدس است سپس سرا پرده جبروت است سپس سرا پرده فخر است سپس سرا پرده نور سفيد سپس سرا پرده يگانگى كه هفتاد هزار سال در هفتاد هزار سال راه است سپس حجاب اعلى است در اينجا سخن حضرت بپايان رسيد و خاموش شد عمر بآن حضرت عرض كرد اى ابا الحسن يك روز بىديدار تو زنده نباشم.
(مصنف) اين كتاب گويد:
اين حجابها بر ذات خداى عز و جل زده نشده است كه خداوند برتر از اين است و خداوند را مكانى نيست و ليكن اين حجابها بر بزرگترين مخلوق خداوندى زده شده است كه اندازه عظمت آن مخلوق را بجز حضرتاش تبارك و تعالى كس نميداند.