ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٠٨ - (ده كس به بهشت نميروند)
آزار رسانده و از نماز بازش ميدارند نميشود آنجا نماز خواند و اما در خوابگاه شتر نبايد نماز خواند مگر هنگامى كه از متاع و جنس خود بترسد كه از دست برود كه در اين صورت عيبى ندارد همان جا نماز بخواند.
و اما در آغل گوسفندان نماز خواندن عيبى ندارد و اما در مجراى آب نبايد هيچ وقت نماز خواند زيرا احتمال ميرود در حالى كه نمازگزار در نماز است آب بيايد و او را فراگيرد.
و اما در شورهزار فقط پيغمبر و جانشين آن نبايد نماز بخواند و اما ديگران اگر سجدهگاه را بكوبند كه همه پيشانى در سجده بر زمين باشد عيبى ندارد.
و اما برف هر گاه آدمى ناچار شد كه بر آن نماز بخواند سجدهگاه را ميكوبد كه پيشانى بر آن قرار گيرد و اما در بيابان ضجنان و همه بيابانها نماز خواندن جايز نيست زيرا جاى مارها و شيطانها است.
(ده كس به بهشت نميروند)
٢٢- رسول خدا ٦ فرمود: خداى عز و جل بهشت را كه آفريد از دو نوع خشت آفريد يك خشت طلا و يك خشت نقره و ديوارهايش را ياقوت و طاقش را از زبرجد و سنگريزهاش را لؤلؤ و خاكش را زعفران و مشك خوشبو قرار داد سپس بآن فرمود كه سخن بگوى عرض كرد خدائى نيست بجز تو خداى زنده و پايدار و سعادتمند آن كس كه در من جاى دارد پس خداى عز و جل فرمود: بعزت و بزرگى