ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٧٨ - (گناهان بزرگ هشت است)
(شرح:) نظريه مصنف در باره اخبارى كه متعرض شماره گناهان كبيره است گرچه ممكن است في حد نفسه مطلب صحيحى باشد ولى براى رفع اختلاف اخبار كافى نيست زيرا مرجع اين نظريه بانكار معصيت كبيرة است بجز شرك و يا انكار معصيت صغيرة و بنا بر اين وجهى براى شمارش آنها در اخبار باقى نمىماند و حق اين است كه بگوئيم ميزان در كبيره بودن معصيت و ترتيب آثار خاصه بآن اين است كه در قرآن كريم و يا سنت قطعى پيغمبر وعده آتش بمرتكب آن داده شده باشد چنانچه در همين روايت اشاره بآن شده است و در عين حال خود معاصى كبيرة داراى مراتبى است كه اگر در روايتى پاره از آن ذكر نشده بدين منظور بوده است كه اهميتاش باندازه گناهان كبيره ديگر نبوده و يا اثر خاصى كه در آن روايت بيان شده مترتب بر آن گناه نبوده چنانچه در همين روايت كه زنا و دزدى را در رديف معاصى كبيره ذكر نفرمودهاند شايد از اين جهت باشد كه جزو اكبر كبائر نيستند و روايت در مقام شماره بزرگترين گناهان كبيره است و يا اينكه در شهادت بدخول بهشت تاثيرى ندارند و اللَّه العالم.
١٦- ابو ايوب انصارى گويد: رسول خدا را مرضى روى داد فاطمة ٧ به نزدش بعيادت آمد حال رسول خدا سنگين بود فاطمة ٧ كه سختى بيمارى و ناتوانى رسول خدا را ديد گريه گلوگيرش شد و اشك بر صورتاش روان گشت پيغمبر ٦ بفاطمة فرمود: اى فاطمة خداوند جل ذكره اطلاع كامل بر زمين يافت و از روى زمين پدر تو را برگزيد و دومين بار اطلاع يافت و شوهر تو را از آن برگزيد پس از آن بمن وحى فرمود و من تو را بهمسرى على در آوردم اى فاطمة مگر نميدانى كه چون تو در نزد خدا گرامى بودى خداوند تو را با كسى همسر كرد كه پيش از همه مسلمان شد و بردبارىاش از همه بزرگتر و دانشاش از همه فزونتر بود راوى گويد: فاطمة باين سخن شاد شد و اثر شادى از فرمايش رسول خدا