ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٣٠ - (مصنف) اين كتاب(رضي الله عنه) گويد
بود و غيداق و مقوم و حجل و عبد العزى كه همان ابو لهب است و ضرار و عباس بودند و بعضى از مردم برآنند كه مقوم همان حجل است[١] و عبد المطلب را ده نام بود كه عرب و پادشان روم و پادشان عجم و پادشان حبشه او را بآن نامها مىشناختند و از جمله نامهاى او عامر بود: آبادكننده و شيبة الحمد: چون مويى سپيد بر پيشانى داشت و نيكو خصال بود و سيد البطحاء: آقا و بزرگ مكة و ساقى الحجيج: ساقى حاجيان و ساقى المغيث: ساقى پناه آورنده و غيث الورى في العام الجدب: پناه مردم در خشكسالى و ابو السادة العشرة: پدر ده آقا و عبد المطلب، و حافر زمزم: احداثكننده چاه زمزم و اين چنين نامها براى هيچ يك از پيشينيانش نبود.
[١] ابن قتيبه در معارف پس از اينكه فرزندان عبد المطلب همچنان كه در متن هست گفته است گويد: غيداق بن عبد المطلب نامش حجل بود و نيز گفته است كه عبد المطلب را شش دختر بود عاتكه و اميمة و بيضاء كه همان ام حكيم است و بره و صفية واروى و گويد: همه اين فرزندان دختر و پسر از شش مادر بودند.
١- فاطمه دختر عمرو كه فرزنداناش عبد اللَّه پدر پيغمبر٦ و زبير و ابو طالب و عاتكة و اميمة و بيضاء و بره بودند. ٢-( نمرية) نتيله كه فرزندانش عباس و ضرار بودند. ٣- هالة كه فرزندانش حمزه و مقوم و صفية بودند. ٤- لبنى كه تنها ابو لهب فرزندش بود. ٥- صفية كه فرزندانش حارث واروى بودند. ٦- زنى از قبيله خزاعة كه نامش ضبط نشده است و مادر غيداق بود.