ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٧٧ - (پنجاه حقى كه حضرت على بن الحسين سيد العابدين براى اصحاب خود نوشته است)
باو رو مىآورى و نماز را با آداب و حقوقش بجاى آورى و حق حج اينست كه بدانى كه آن بار يافتن بنزد پروردگار است و گريختن از گناهان بسوى اوست و باعث پذيرش توبه تو و انجام دادن فريضهايست كه خدا بر تو واجب كرده و حق روزه اينست كه بدانى كه آن پردهايست خداوند بر زبان و چشم و گوش و شكم و دامن تو زده است تا تو را از آتش بپوشاند پس اگر روزه را ترك كردى پرده الهى را كه بر تو كشيده است پاره نمودهاى و حق صدقه اين است كه بدانى آن پس اندازى است از براى تو نزد خدا و امانتى است كه نيازى بگواه گرفتن بر آن ندارى چون اين را نيكو بدانى بآنچه در پنهانى امانت ميگذارى اطمينان خاطرت بيشتر است از آنچه آشكارا بامانت بسپارى و بايد بدانى كه صدقه بلاها و دردها را در دنيا از تو دفع ميكند و در آخرت آتش را از تو دور ميسازد و حق قربانى اينست كه مقصودت از آن رضاى خداى عز و جل باشد و رضاى مخلوق را در نظر نگيرى و هيچ غرضى جز اين كه در معرض رحمت خدا قرار بگيرى و جانت در روز ملاقات خدا نجات پيدا كند نداشته باشى.
و حق سلطان اينست كه بدانى كه تو براى او وسيله آزمايشى قرار دادهشدهاى و او گرفتار تست براى اين كه خداى عز و جل او را بر تو حكومت بخشيده و بر تست كه خود را در معرض خشم او قرار ندهى كه با دست خود خود را بهلاكت انداخته و در آنچه از بدى نسبت به تو روا ميدارد شريك خواهى بود و حق كسى كه بتعليم تو قيام مىكند اينست كه او را بزرگ بشمارى و از براى مجلس او احترام قائل شوى و بسخنانش خوب گوش فرا دهى و روى بجانب او كنى و آوازت را بر او بلند نكنى و هيچ كس را كه از او چيزى مىپرسد پاسخ نگويى تا خود او پاسخ بگويد و در مجلس او با كسى صحبت نكنى و غيبت كسى را نزد او نكنى و چون بدى او را نزد تو گويند از او دفاع كنى و عيبهاى او را بپوشانى و نيكىهايش را آشكار كنى و