ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٨٧ - (سيزده صنف حيوان نخست بصورت انسان بودهاند)
اما خرس مردى بود كه شهوت زنانه در او بود و مردها را براى انجام شهوت جنسى بخود دعوت ميكرد.
و اما خوكها جمعى از نصارى بودند كه از پروردگار خود درخواست نمودند تا مائده آسمانى بر آنان فرو فرستاد و چون فرود آمد در كفر و تكذيبى كه داشتند بيشتر پافشارى نمودند.
و اما ميمونها جمعى بودند كه در روز شنبه تعدى كردند.
و اما مار ماهى مرد ديوثى بود كه مردان را به بستر همسر خود دعوت ميكرد.
و اما سوسمار عربى بود بيابانى كه با عصاى سر كج خود از حاجيان دزدى ميكرد.
و اما دعموص سخن چينى بود كه دوستان را از هم جدا ميكرد.
و اما عقرب مردى بود كه زبان زنندهاى داشت و هيچ كس از زبان او سالم نمىماند.
و اما عنكبوت زنى بود كه بشوهر خود خيانت ميكرد.
و اما خرگوش زنى بود كه از حيض و غير آن خود را پاك نميكرد.
و اما سهيل باجگيرى بود در يمن.
و اما زهرة زنى بود نصرانى كه از آن يكى از پادشاهان بنى اسرائيل بود و همان زنى بود كه هاروت و ماروت فريفته او شدند و نامش ناهيل بود و مردم ناهيدش گويند.
(مصنف) اين كتاب گويد: مردم در باره زهره و سهيل بغلط ميروند و ميگويند كه آن دو دو ستاره هستند و چنين نيست كه ميگويند بلكه حيوانى از حيوانات دريائى هستند كه بنام دو ستاره آسمانى ناميده