ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٨١ - (پنجاه حقى كه حضرت على بن الحسين سيد العابدين براى اصحاب خود نوشته است)
و اما حق كسى كه در باره تو نيكى كرده اينست كه سپاسگزار او بوده و بياد نيكى او باشى و از براى او نام نيكى بدست آورى و بين خود و خداى عز و جل از روى خلوص دعايش كنى چون چنين كنى سپاسگزارى او را در پنهان و آشكار بجا آوردهاى و پس از اين همه اگر روزى توانائى عوض دادن باو را يافتى باو عوض بدهى.
و اما حق اذان گو اينست كه بدانى كه او ترا بياد پروردگارت عز و جل مىآورد و ببهرهاى كه دارى دعوتت ميكند و بر انجام وظيفهاى لازم كه بر عهده تو است تو را يارى ميكند.
پس او را هم چون كسى كه بتو نيكى كرده باشد سپاسگزار باش.
و اما حق پيشواى تو در نماز اينست كه بدانى كه او نمايندگى ميان تو و پروردگارت را بعهده گرفته و از جانب تو سخن گفته و تو از جانب وى سخن نگفتهاى و او از براى تو دعا كرده است ولى تو از براى او دعا نكردهاى و هراس ايستادن در مقابل خدا را از تو كفايت نموده اگر براى آن نقصى باشد بعهده او است نه بعهده تو و اگر درست باشد تو شريك او بوده و او را بر تو زيادتى نخواهد بود. پس جان ترا با جان خود و نماز تو را با نماز خودش محافظت نموده از اين رو بايد بهمين قدر سپاس گزارش باشى.
و اما حق همنشين تو اينست كه با او نرمى كنى و در سخن گفتن بانصاف رفتار كنى و از جاى خود بىاجازه او برنخيزى و كسى كه در نزد تو بنشيند ميتواند بدون اجازه تو برخيزد و بايد لغزشهاى او را فراموش كنى و نيكىهايش را بياد داشته باشى و جز خير بگوشش نرسانى.
و اما حق همسايت اينست كه در غياب او را حفظ كنى و در حضور احترامش نهى و اگر ستمى بر