ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٨٧ - (نه كلمهاى كه امير المؤمنين
و سنى و اما آن سيزده زن كه با آنان هم بستر شد نخستين زن خديجة دختر خويلد بود سپس سورة دختر زمعة سپس ام سلمة كه نامش هند بود دختر ابى امية سپس ام عبد اللَّه عايشة دختر ابى بكر سپس حفصة دختر عمر سپس زينب دختر خزيمة بن حارث ام المساكين سپس زينب دختر جحش سپس ام حبيبه رملة دختر ابى سفيان سپس ميمونة دختر حارث سپس زينب دختر عميس سپس جويرية دختر حارث سپس صفية دختر حى بن اخطب و زنى كه خودش را به پيغمبر بخشيد بنام خوله دختر حارث و پيغمبر دو كنيز هم داشت كه با زنهاى خود آن دو را هم قسمت كرده بود: مارية و ريحانه خندفية و آن نه زنى كه در حال وفات پيغمبر بودند عايشة بود و حفصة و ام سلمة و زينب دختر جحش و ميمونة دختر حارث و ام حبيبة دختر ابى سفيان و صفية دختر حى بن اخطب و جويرية دختر حارث و سورة دختر زمعة و از همه زنان برتر خديجة دختر خويلد بود سپس ام سلمة دختر حارث.
(نه كلمهاى كه امير المؤمنين ٧ فرمود:)
١٤- عامر شعبى گويد: امير المؤمنين بدون هيچ پيش بينى قبلى نه جمله فرمود كه چشمهاى بلاغت را از خيرهگى كور كرد و جواهر حكمت را يتيم كرده و دست همه مردم را از اينكه بتوانند يكى از اين جملهها را