ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧١٩ - پرسشهاى يهود از ابى بكر
(باب يك تا صد)
[پرسشهاى يهود از ابى بكر]
١- عبد اللَّه بن عباس گويد دو برادر يهودى كه از رؤساى يهود بودند به مدينه آمدند و گفتند اى مردم از پيغمبر ما به ما رسيده است كه در مكه پيغمبرى پديد آيد كه افكار يهود را سفيهانه ميشمارد و از دينشان انتقاد ميكند و ما مىترسيم كه آن پيغمبر ما را از دينى كه پدران ما داشتهاند برگرداند كدام از شما آن پيغمبر هستيد؟ كه اگر همان باشد كه داود مژده آن را داده است باو ايمان آورده و پيروى خواهيم نمود و اگر او نيست و فقط سخنرانى منظم ميكند و شعر ميگويد و با نيروى زبان خود بر ما چيره ميگردد با جان و مال خودمان با او مبارزه خواهيم كرد كدام يك از شما اين پيغمبر است؟
مهاجرين و انصار گفتند پيغمبر ما از دنيا رفته است آن دو گفتند حمد خدا را، جانشين او كدام يك از شماست؟ زيرا خداى عز و جل پيغمبرى را به قومى نفرستاده مگر اينكه او را جانشين بوده كه پس از او انجام وظيفه كند و آنچه او از طرف پروردگار مأموريت داشته براى مردم بازگو كند پس مهاجرين و انصار به ابى بكر اشاره نموده و گفتند او وصى پيغمبر است آن دو بابى بكر گفتند ما سؤالاتى پيشنهاد خواهيم كرد كه بر جانشينان پيغمبران پيشنهاد مىشود و پرسشهائى از تو داريم كه از اوصياء پرسيده مىشود ابى بكر به آنان گفت هر چه ميخواهيد پيشنهاد كنيد كه من پاسخ آن را به شما خواهم داد ان شاء اللَّه يكى از آن دو