ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٠٦ - (نوزده جملهاى كه هر كس آنها را بخواند از گرفتارى رهائى مىيابد)
(بابهاى نوزدهگانه)
(نوزده جملهاى كه هر كس آنها را بخواند از گرفتارى رهائى مىيابد)
١- ابن عباس گويد: على بن ابى طالب روى به پيغمبر آورد و چيزى از آن حضرت خواست پيغمبر باو فرمود: يا على بآن كه مرا پيغمبرى بحق (براى مردم) فرستاد سوگند كه نزد من هيچ از كم و بيش نيست ولى تو را چيزى مىآموزم كه دوست من جبرئيل براى من آورد و گفت يا محمد اين هديهاى است از نزد خداى عز و جل كه تو را بآن گرامى داشته و به هيچ كس از پيغمبران پيشين اين هديه را نداد و آن نوزده جمله است كه هر دلسوخته و هر مصيبت زده و هر اندوهناك و هر غمناك و هر كسى كه در خطر دزد و آتشسوزى باشد آنها را بخواند و هر بندهاى كه از پادشاهى بترسد آن كلمات را بگويد خداوند براى او وسيله رهائى فراهم سازد و آن نوزده جمله است كه چهار جمله آن بر پيشانى اسرافيل نوشته شده و چهار جملهاش بر پيشانى ميكائيل و چهار جمله بر گرداگرد عرش و چهار جملهاش بر پيشانى جبرئيل و سه كلمه آن در جايى كه خدا خواسته است على ابن ابى طالب عرض كرد: يا رسول اللَّه چگونه