ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٨١ - (حديث دوازده درهمى كه براى رسول خدا هديه آورده شد)
(حديث دوازده درهمى كه براى رسول خدا هديه آورده شد)
٦٩- امام صادق ٧ فرمود: مردى بخدمت رسول خدا رسيد و جامه حضرت را كهنه ديد دوازده درهم خدمت آن حضرت آورد حضرت بامير المؤمنين فرمود يا على اين پولها را دريافت كن و جامهاى از بهر من با آن پولها بخر كه بپوشم على ٧ فرمايد به بازار آمدم و پيراهنى به دوازده درهم خريدم بخدمت رسول خدا ٦ آوردم حضرت نگاهى بآن كرد و فرمود يا على ٧ جامه غير از اين را دوستتر دارم به نظرت صاحبش پس ميگيرد؟ عرض كردم نميدانم فرمود ببين، من نزد صاحبش آمدم و گفتم رسول خدا را اين جامه خوش آيند نيست و جامه ديگرى مىخواهد اين معامله ما را فسخ كن او پولها را بمن پس داد من آنها را بخدمت رسول خدا باز آوردم حضرت بهمراه آن مرد ببازار رفت تا پيراهنى خريدارى كند كنيزى را ديد در كنار راه نشسته مىگريد رسول خدا باو فرمود ترا چه شده است؟
عرض كرد يا رسول اللَّه خانوادهام چهار درهم بمن دادند تا چيزى كه مورد نيازشان بود براى آنان خريدارى كنم و گم شد ديگر جرات بازگشتن بسوى آنان را ندارم رسول خدا چهار درهم به كنيز داد و فرمود به خانواده خود برگرد و رسول خدا به بازار رفت پيراهنى به چهار درهم خريد و آن را پوشيد و خداى عز و جل را حمد گفت پس مرد برهنهئى را ديد كه ميگويد هر كس كه مرا بپوشاند خدا از جامههاى بهشتى باو بپوشاند رسول خدا پيراهنى را كه خريده بود از تن درآورد و به آن سائل پوشانيد سپس