ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٥٧٩ - (برجهاى فلك دوازده است و بيابانها دوازده است و درياها دوازده است و جهانها دوازده است)
اى سعد مولا آن مرد عرض كرد فدايت شوم لقب من هم همين است.
ابى عبد اللَّه ٧ باو فرمود: لقب گذاشتن هيچ خوبى ندارد كه خداى تبارك و تعالى در قرآنش ميفرمايد: بهمديگر لقب مگذاريد كه پس از ايمان فاسق شدن بدنامى است.
اى سعد چه حرفهاى دارى؟ عرض كرد فدايت شوم من از خاندانى هستم كه ستارهشناسيم و عقيده نداريم كه در يمن كسى باشد كه بستارهشناسى از ما داناتر باشد امام ٧ باو فرمود: پس ميتوانم از تو سؤال كنم؟ يمانى عرض كرد: در باره ستارگان هر چه دوست دارى بپرس كه پاسخ تو را دانسته خواهم گفت.
ابى عبد اللَّه ٧ باو فرمود: آفتاب چند درجه بيش از ماه روشنى دارد يمانى عرض كرد! نميدانم ابى عبد اللَّه ٧ باو فرمود راست گفتى، روشنى ماه چند درجه بيش از زهرة است؟ يمانى عرض كرد: نميدانم ابى عبد اللَّه ٧ باو فرمود راست گفتى، روشنى زهره چند درجه بيشتر از مشترى است؟ يمانى عرض كرد نميدانم ابو عبد اللَّه ٧ باو فرمود راست گفتى، نام آن ستارهاى كه چون طلوع كند شهوت جنسى گاو تحريك مىشود چيست؟ يمانى گفت نميدانم ابى عبد اللَّه ٧ باو فرمود راست گفتى: نام آن ستارهاى كه چون برآيد شهوت جنسى شتران تحريك مىشود چيست؟ يمانى گفت نميدانم ابى عبد اللَّه ٧ باو فرمود راست گفتى نام آن ستارهاى كه چون برآيد سگها تحريك شوند چيست؟ يمانى گفت نميدانم ابى عبد اللَّه ٧ باو فرمود راست گفتى كه نميدانم زحل در نزد شما چگونه ستارهاى است؟ يمانى عرض كرد ستاره نحسى است.
ابى عبد اللَّه ٧ باو فرمود آرام باش و چنين مگو كه آن ستاره امير المؤمنين است و ستاره اوصيا است و همان نجم ثاقبى است كه خداى عز و جل در كتابش فرموده است.