ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٥٥ - (امير المؤمنين
پس از هجرت بشهر اسلامى نبايد دوباره بياباننشين شد و پس از فتح و پيروزى (اسلام) نبايد مهاجرت نمود بازرگانى را پيشه كنيد كه بىنيازى شما از آنچه بدست مردم است در بازرگانى است و خداوند بنده پيشهور و درستكار را دوست ميدارد هيچ كارى نزد خداى عز و جل از نماز محبوبتر نيست. پس هيچ كارى از كارهاى دنيا شما را از نماز گزاردن در وقتاش باز ندارد كه خداى عز و جل جمعى را نكوهش كرده و فرموده است آنانى كه از نماز خود سهوكنندگانند يعنى غفلتكنندگانند كه اوقات نماز را سبك ميشمارند.
بدانيد كه نيكوكار از دشمنان شما براى يك ديگر رياكارى ميكنند. ولى خداى عز و جل آنان را توفيق عمل خالص نميدهد و جز عمل خالص را نمىپذيرد عمل نيك كهنه نگردد و گناه فراموش نشود و خداى بزرگوار با كسانى است كه تقوا دارند و كسانى كه احسان ميكنند.
مؤمن برادر خود را فريب نميدهد و باو خيانت نميكند و يارى او را از دست ندهد و او را متهم نسازد و باو نمىگويد: من از تو بيزارم (نسبت بخطائى كه از برادر دينى سرزده است) در پى يافتن عذر واقعى او باش و اگر عذر واقعى او را نيافتى عذرى براى او بتراش.
كوهها را از جاى كندن آسانتر است از كندن قدرتى كه هنوز وقتش باقى است از خدا يارى بجوئيد و شكيبائى كنيد زيرا زمين از آن خدا است بهر كس از بندگان خود كه بخواهد ميدهد و سرانجام نيك مخصوص افراد پرهيزكار است.
پيش از سر رسيد كار شتابزدگى نكنيد كه پشيمان ميشويد. و پايان كار و زندگى بنظرتان طولانى نبايد كه دلهاى شما سخت ميگردد بناتوانان خود رحم كنيد و بواسطه دلسوزى بآنان رحمت را از خدا جويا باشيد مبادا بدگوئى مسلمانى بكنيد كه مسلمان از برادر خود بدگوئى نميكند با اينكه خداى عز و جل اين كار را