ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٣٨ - (خصلتهائى از قوانين دين)
ايمانشان ضعيف است روا است اگر خداى عز و جل از دينشان راضى باشد.
و قرآن كلام خدا است نه خالق است و نه مخلوق و اين كشور امروز كشور تقيه و كشور اسلامى است نه كشور كفر است و نه كشور ايمان.
و امر بمعروف و نهى از منكر دو تكليف واجب است بر هر كس كه امكان انجام آن را داشته باشد و بر جان خود و يارانش نترسد.
و ايمان عبارت است از اينكه واجبات را به جا آورده و از گناهان بزرگ دورى گزيند و ايمان آن است كه آدمى دين حق را بدل بشناسد و بزبان اقرار كند و باعضاى تن وظايف آن را انجام دهد و بعذاب قبر و منكر و نكير و زنده شدن پس از مرگ و حساب و صراط و ميزان اقرار داشته باشد و اگر بيزارى از دشمنان خداى عز و جل نباشد ايمانى وجود ندارد و تكبير گفتن در دو عيد (فطر و قربان) لازم است اما در فطر در پنج نماز كه از نماز مغرب شب فطر شروع مىشود تا نماز عصر روز فطر و تكبير اينست كه گفته شود
اللَّه اكبر اللَّه اكبر لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر و للَّه الحمد اللَّه اكبر على ما هدانا و الحمد للَّه على ما ابلانا
زيرا خداى عز و جل ميفرمايد تا شماره روزها را كامل كنيد و بر هدايتى كه خداوند شما را نموده خدا را تكبير بگوئيد و در عيد قربان در شهرها پس از ده نماز گفته مىشود كه از نماز ظهر روز قربان شروع مىشود تا نماز صبح روز سوم و در منى دنبال پانزده نماز گفته مىشود كه از نماز ظهر روز قربان شروع شده تا نماز صبح روز چهارم و در تكبير عيد قربان اين جمله اضافه مىشود
و اللَّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام.
و زنى كه خون نفاس ببيند حد اكثر تا بيست روز مىنشيند (نماز و روزه را ترك مىكند) مگر