ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٦٨ - (رسول خدا را هفت فرزند بود)
پس ذكر زبان سپاس و ستايش است و ذكر نفس كوشش نمودن و رنج كشيدن است و ذكر روح بيم و اميد است و ذكر دل راستى و صفا است و ذكر خرد بزرگداشت خدا و شرم كردن از اوست و ذكر معرفت سر سپردن و راضى بودن است و ذكر باطن بر مشاهده لقاى حق است اين روايت را ابو محمد عبد اللَّه حامد با حذف سند از يكى از صالحين نقل كرده است.
[سخن مترجم]
مترجم گويد روايت فوق از جهت سند و متن مورد اعتراض و اشكال است.
(رسول خدا را هفت فرزند بود)
١١٥- امام صادق ٧ فرمود: فرزندان رسول خدا از خديجة قاسم بود و طاهر كه همان عبد اللَّه است و ام كلثوم و رقية و زينب و فاطمة، كه على بن ابى طالب ٧ فاطمة را بهمسرى گرفت و ابو العاص بن ربيع كه مردى از بنى امية بود زينب را تزويج نمود و عثمان بن عفان ام كلثوم را بزنى گرفت ولى پيش از زناشوئى ام كلثوم وفات نمود و چون بجنگ بدر رفتند رسول خدا رقية را بعثمان تزويج فرمود و فرزندى هم از رسول خدا بنام ابراهيم بود كه مادرش ماريه قبطية ام ولد بود.
١١٦- امام صادق ٧ فرمود: رسول خدا بخانه خود وارد شد ديد عايشه بروى فاطمة زهرا فرياد ميكشد و ميگويد: بخدا قسم اى دختر خديجه تو چنين مىپندارى كه مادرت را بر ما برترى بود؟
چه برترى بر ما داشت جز اينكه او هم مانند يكى از ما بود فاطمة ٧ كه اين سخنان مىشنيد چون