ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٤٦٣ - (فرشتگان بر هفت صنفند و حجابها هفتند)
(فرشتگان بر هفت صنفند و حجابها هفتند)
١٠٩- زيد بن وهب گويد: از امير المؤمنين ٧ سؤال شد كه در باره توانائى خداوند عز و جل (كه عظمتش پرشكوهتر باد) بيانى بفرمايند حضرت بسخن رانى ايستاد و خداى را سپاس گفت و او را ستايش كرد سپس فرمود: خداى تبارك و تعالى را فرشتگانى است كه اگر فرشتهاى از آنان بزمين فرود آيد زمين گنجايش او را ندارد كه مخلوقى است بس بزرگ و پر بال و پر و بعضى از آن فرشتگان را اگر به جن و انس تكليف كنند تا بتوصيفش پردازند نتوانند از بس بزرگ اندام و خوش تركيب است و چگونه توصيف توان كرد از فرشتگان فرشتهاى را كه فاصله ميان دو شانه او و نرمى دو گوشش هفتصد سال راه است و از فرشتگان هستند كه نه با اندام بزرگش بلكه با يك بال از بالهايش همه افق را ميپوشاند و بعضى از آنان چنان است كه آسمانها تا بالاى ران او است و بعضى از آنان هست كه پايش بدون پايگاه در عمق هواى زيرين است و همه طبقات زمين تا زانوى او است و بعضى از آنان هست كه اگر همه آبها را بگودى پشت انگشت ابهامش بريزند گنجايش دارد و بعضى از آنان هست كه اگر كشتيها را در اشگ ديدگانش بيندازند سالهاى دراز سير ميكنند پس مبارك است خداوندى كه بهترين آفرينندهها ها است و از آن حضرت سؤال شد كه در باره حجابها بيان فرمايند فرمود: حجابها هفتند كه غليظى هر حجاب پانصد سال راه است و فاصله ميان هر دو حجاب پانصد سال راه است و حجاب دوم هفتاد حجاب است كه ميان