ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٧٢ - (امير المؤمنين
چون برادران خود را ملاقات نموديد با هم دست بدهيد و اظهار خوشروئى و خندهروئى كنيد تا چون از يك ديگر جدا شويد آنچه بار گناه بر دوش شما است برداشته شده باشد چون يكى از شما عطسه كرد براى او دعا كنيد و بگوئيد يرحمك اللَّه: خدا تو را رحمت كند و او بشما بگويد: يغفر اللَّه لكم و يرحمكم خداوند شما را بيامرزد و شما را رحمت كند كه خداى تبارك و تعالى ميفرمايد چون تحيتى بشما گفته شد شما بهتر از آن بگوئيد و يا همان تحيت را باز گردانيد (نساء: ٨٦).
با دشمن خود دست بده هر چند او را ناخوش آيد كه اين از دستورات خداى عز و جل بر بندگان خود ميباشد كه ميفرمايد با بهترين وجه دفاع كن تا كسى كه ميان تو و او عداوتى ميباشد گوئى دوستى صميمى است و اين دستور را فرا نميگيرد مگر كسانى كه شكيبائى ميورزند و فرا نميگيرد مگر كسى كه نصيبش از خوشبختى بيشتر باشد.
دشمن تو مجازاتى سختتر از اين ندارد كه تو در باره او خدا را اطاعت كنى و براى تو كافى است كه دشمنت را ببينى كه معصيت خداى عز و جل را ميكند، دنيا در گردش است بهره خود را از آن از راه نيكوترى برگير تا نوبه تو برسد، مؤمن بيدار است و مراقب و ترسان، و يكى از دو پيش آمد خوب را منتظر است «راحتى در دنيا يا سعادت در آخرت» و ترسش از بلاء از اين جهت است كه مبادا مجازات گناهان او باشد برحمت پروردگارش عز و جل اميدوار است مؤمن از بيم و اميد خالى نميشود از آنچه پيش فرستاده مىترسد و از جستجوى آنچه كه خدا او را وعده فرموده غفلت نمىورزد و از آنچه خداى عز و جل او را ترسانده آسوده خاطر ننشيند آبادكنندگان زمين شمائيد كه خداوند شما را در آن جاى داده تا ببيند چگونه رفتار ميكند خدا را در آنچه از شما مىبيند بپائيد از شاهراه برويد تا ديگران بجاى شما از آن