ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٩٢ - (رسول خدا
رسول خدا شويد براى اين بود كه پيغمبر فرمود: عورت مرا بجز تو هر كس ببيند چشماش كور مىشود از اين رو من نخواستم بشما اجازه حضور داده باشم و اما آنچه من خود را بروى پيغمبر انداختم براى اين بود كه پيغمبر هزار حرف بمن آموخت كه هر حرفى هزار حرف ميگشود و نميبايست من شما را به راز رسول خدا آگاه سازم.
٤١- امام باقر ٧ فرمود: همانا رسول خدا ٦ بعلى هزار حرف بياموخت كه از هر حرفى هزار حرف باز ميشد و از هر حرف آن هزار حرف، هزار حرف ديگر باز ميشد.
٤٢- ابى بصير گويد: امام صادق ٧ فرمود: در دسته شمشير رسول خدا صحيفه كوچكى گذاشته شده بود عرض كردم در آن صحيفه چه بود؟ فرمود همان حرفهائى كه از هر حرف آن هزار حرف گشوده ميشد ابو بصير گويد: امام صادق ٧ فرمود: تا بامروز بجز دو حرف از آن حرفها بديگران آموخته نشده است.
٤٣- ابان بن تغلب گويد: امام صادق ٧ فرمود: در آينده نزديكى باين مسجد شما (يعنى مكه) سيصد و سيزده نفر مىآيند اهل مكه آنان را ميشناسند كه از پدران و نياكان مكيان متولد نشدهاند شمشيرهائى