اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٦٨ - اختلاف نسخهها
ص ٩٠ ب ٩: مقيد زان نشان (گ).
ص ٩٠ ب ١١: فاش گشتن گرد حال (گ).
ص ٩٠ ب ١٢: كى توان از بىنشان گفتن نشان (ب)؛ كجا آمد (گ).
ص ٩٠ ب ١٤: ناديده قلم شرح قدم (ب)؛ يا ديده قدم شرح قدم (گ).
ص ٩٠ ب ١٦: معانى كو شود (د- گ).
ص ٩٠ ب ١٧: به شرح دل عيان (ب- گ).
ص ٩٠ ب ٢٠: حجاب يار (گ).
ص ٩٠ ب ٢١: كشف اين معنى طلب (ب)؛ بدان تو كيستى (گ).
ص ٩٠ ب ٢٢: وصف حال خود از آن گفتم كه تا (ب).
ص ٩٠ ب ٢٣: راه يابى در حريم قرب رب (ب).
ص ٩٠ ب ٢٤: از طريق رهبران (د- گ).
ص ٩٠ ب ٢٥: مىكشد او بر اميد گنج رنج (ب).
ص ٩٠ ب ٢٧: از نور بقا (د).
______________________________ (٩١) ص ٩١ ب ٢: تا نگويى فقر (گ).
ص ٩١ ب ٣: تا ندانى كيست (د)؛ آنكه شد درياى قعر و بيكران (د).
ص ٩١ ب ٤: كشف كو (ب)؛ حالات چنين (گ).
ص ٩١ ب ٥: هم از اين ره آيت است (گ).
ص ٩١ ب ٦: برين معنى (گ)؛ بدين دعوى گواه- شد انا الحق در نص اين بىاشتباه (ب).
ص ٩١ ب ٨: و دارد دو گواه (ب).
ص ٩١ ب ٩: اين بيت در (ب) مغشوش است.
ص ٩١ ب ١٠: منكرش گو منكر انكار آن (ب).
ص ٩١ ب ١٥: كار عالم بر مراد او شود (د).
ص ٩١ ب ١٧: دايما زينسان همى كردى سخن (ب).
ص ٩١ ب ١٩: او همى گفتى كه آن شاه دلان (د).
ص ٩١ ب ٢١: وان دگر گفتى ممكن هرچه هست (د).
ص ٩١ ب ٢٤: بشنود اوصاف آن (ب).
(٩٢) ص ٩٢ ب ١: پر از گنجى بدان (گ).
ص ٩٢ ب ٢: در ميانه آنكه واقف شد (ب).
ص ٩٢ ب ٣: گويان كه اين رزاق گنج (ب)؛ كه او رزاق (گ).
ص ٩٢ ب ٤: وان يكى گويد (ب).
ص ٩٢ ب ٦: وانكه باور كرد (ب).
ص ٩٢ ب ٧: گشته در انكار (ب).
ص ٩٢ ب ١١: اين جمع فضول (ب).
ص ٩٢ ب ١٥: حق وليكن كجا كردى (ب)؛ حق ولكنى كجا كردى خطاب (گ).
ص ٩٢ ب ١٩: چون نيابد كس به جو صاحب صفا (ب).
ص ٩٢ ب ٢٢: گفت حق را دان تو علم مالدن (ب).