اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٥٧ - در بيان آنكه جميع افعال به تقدير الهى است و اشاره به مسائل مختلف فيه ميان اشعرى و معتزلى و سنى و شيعى و محقق و مقلد و ايماء اصطلاحات صوفيه و منع از اظهار اسرار و تحريص به اخفاء آن بحكم و رب جوهر علم لو ابوح به # لقيل لى انت ممن يعبد الوثناء ١٨٦ و ع
٥٧
در بيان آنكه جميع افعال به تقدير الهى است و اشاره به مسائل مختلف فيه ميان اشعرى و معتزلى و سنى و شيعى و محقق و مقلد و ايماء اصطلاحات صوفيه و منع از اظهار اسرار و تحريص به اخفاء آن بحكم:
|
و رب جوهر علم لو ابوح به |
لقيل لى انت ممن يعبد الوثناء ١٨٦[١] |
|
و عمل بر مقتضاى كلموا الناس على قدر عقولهم.
|
من ندارم اختيار خويشتن |
گشتهام مجبور امر ذو المنن |
|
|
او بهر ساعت بهانه نو كند |
آتشى در خرمن صبرم زند |
|
|
گاه گويد نيك از من بد ز تو |
گاه گويد جز ره نيكى مرو |
|
|
گاه گويد هست جمله از قضا |
گاه گويد گفت من بد از رضا |
|
|
گاه گويد باطل آمد اين رمه |
گاه مىگويد كه حقاند اين همه |
|
|
گويد اين يك كافر و آن مؤمن است |
آن يكى در شك و ديگر موقن است |
|
|
گويد اين ضالست و آن هادى دگر |
وان يكى رهزن، دگر شد راهبر |
|
|
گويد اين يك عاصى و آن عابدست |
آن يكى ميخواره وان يك زاهدست |
|
|
باز گويد هرچه هست از من بدان |
زانكه هستم خالق هر دو جهان |
|
|
بلكه جمله عالم هستى منم |
من به نقش هر دو عالم روشنم |
|
|
در حقيقت چون به غير دوست نيست |
در ميان اين اختلاف آخر ز چيست |
|
|
اين عبث نبود كه عين حكمت است |
اختلاف امتى چون رحمت است ١٨٧ |
|
|
اختلاف امتان انبيا |
چون ز عين حكمت آمد اى فتى |
|
|
اختلاف خلق و خالق چون بود |
رحمت اين بيگمان افزون بود |
|
|
ره برين رحمت نبردى جاهلى |
اعتراضى مىكنى بيحاصلى |
|
|
گنج ايمانست زير هر طلسم |
پيش عارف شد مسمى عين اسم |
|
|
او بهر جا مىنمايد وصف خاص |
عين يك ديگر شمر تو عاموخاص |
|
|
كرده در هر مظهرى نوعى ظهور |
او به ما نزديك و ما زو دور دور |
|
|
گر به صورت گشت بيگانه ز ما |
او به معنى هست با ما آشنا |
|
[١] - اين شعر منسوب به حضرت سجاد است.