اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٣٧ - اشارت به اخلاق ذميمه و حسنه و تهذيب اخلاق سيه بحسنه و آثار و اسرار آن و در بيان آنكه بهشت و دوزخ نتايج اعمال و اخلاق حسنه و سيه است و اين هر دو در دار دنيا با انسان است
٣٧
در بيان قيامات انفسى و منازل و مراتب سير سالكان
|
نفس اماره چو مرد از خوى بد |
ديد موتوا را به ديده سر خود |
|
|
شد قيامتهاى نفس ظاهرش |
ديد من مات عيان چشم سرش ١٧٣ |
|
|
خود قيامتهاى انفس هست چار |
آن يكى صغرى دگر وسطى شمار |
|
|
بعد از آن كبرى دگر عظمى بدان |
تا كه گردى عارف اسرار جان |
|
|
مردن نفس از هوى صغرى شمار |
از هوى چون مرد، دل شد آشكار |
|
|
دل چو طبع روح گيرد در رشاد |
خواند وسطى نام او را اوستاد |
|
|
روح چون گردد خفى كبرى شود |
محو هستيها بكل عظمى شود |
|
|
اين قيامتها چو شد عين اليقين |
منكشف گردد به دل حق اليقين |
|
|
آن زمان مرآت وجه حق شوى |
بگذرى از قيد حق مطلق شوى |
|
|
محو گردى در تجلى جمال |
راه يابى در نهايات وصال |
|
|
در دلت نور خدا تابان شود |
جان پاكت واصل جانان شود |
|
|
مرده و زنده به امر پير شو |
تا نگردى تو به خود بينى گرو |
|
اشارت به اخلاق ذميمه و حسنه و تهذيب اخلاق سيه بحسنه و آثار و اسرار آن و در بيان آنكه بهشت و دوزخ نتايج اعمال و اخلاق حسنه و سيه است و اين هر دو در دار دنيا با انسان است.
|
نيست مردم هر كرا خلق بدست |
در حقيقت چون سباعست و ددست |
|
|
صاحب خلق بد آمد همچو ديو |
دايما با خلق در مكرست و ريو |
|
|
خلق بد ز افعال بد هم بدترست |
زانكه اصل هر بدى خلق بدست |
|
|
خلق بد مردود دلها سازدت |
از خدا و خلق دور اندازدت |
|
|
خلق بد بيعقل و بيفن مىكند |
دوستان را جمله دشمن مىكند |
|
|
سايه دوزخ چه باشد خلق بد |
خوى بد آمد به راه دوست سد |
|
|
گر ز خوى بد كنى خود را برى |
ره به خلق نيك انسانى برى |
|
|
چون شوى پاك از همه اخلاق بد |
اسلم الشيطان ترا گردد سند ١٧٤ |
|