اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢٠٥ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
امتحان: ابتلاء حق است كه در دلهاى سلاك الى اللّه حلول كند، يعنى خداى متعال دلهاى سائرين الى اللّه را آشفته و پراكنده مىكند به واسطه ابتلاآت خاص تا بيازمايد آنها را.
املح: نمكينتر، بانمكتر.
انفاس: (ج نفس) دمها، نفسها.
انقطاع: قطع و بريدن از ماسوى اللّه است. الانقطاع عن الاحوال سبب الوصول الى اللّه (فرهنگ اصطلاحات عرفانى).
انين المذنبين: ناله سوزناك گنهكاران.
اوباش: (ج وبش- بوش) فرومايگان، ناكسان، مردم پست، بيباكان، عاميان.
اياغ: كاسه، پياله شرابخورى، جام، ساغر.
باده: نزد صوفيان نصرت الهى است و عشق منيف را نيز باده گويند، اسيرى در شرح گلشن راز گويد: «بعضى در مدرسه ميان اهل وسوسه بسيار جان كندهاند و كمندى چند از تقليد در گردن افكندهاند نه در ميخانه بحق باده عرفان نوشند، نه در قدم پير مغان به تهذيب اخلاق كوشند.» عراقى گويد:
|
به خرابات شدم دوش مرا بار نبود |
مىزدم نعره و فرياد ز من كس نشنود |
|
|
يا نبد هيچ كس از باده فروشان بيدار |
يا خود از هيچكسى هيچ كسم در نگشود |
|
بازغ: روشن، تابان.
برتنى: غرور، تكبر، خودنمايى؛ برتنى كردن، تكبر كردن، خودنمايى كردن.
بعد: دورى؛ در اصطلاح متصوفه، تقيد به قيد صفات بشرى و لذات نفسانى كه موجب بعد است از مبدأ حقيقى و عدم اطلاع بر حقيقت حال.
بق: پشه بزرگ، پشه.
بوالفضول: (ابو الفضول)، بيهودهگو، ياوهسرا.