اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢٠٤ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
فرهنگ لغات و اصطلاحات
ابتر: دم بريده، ناقص، ناتمام.
ابدال: (ج بدل) يا بديل، متصوفه گويند حق تعالى زمين را هفت اقليم گردانيد و براى هريك از اقاليم يك تن از بندگان خاص خود را برگزيد؛ و ايشان را ابدال نام نهاد و وجود هر اقليمى را هريك از آن ابدال هفتگانه محافظت مىكنند.
در زبدة الطريق آمده است كه ابدال از اوليايند و در نهايت خفايند و كسى را از حال آنها خبر نيست:
|
از كمال حال ايشان بيخبر باشد ملك |
وز سكوت نطق ايشان بىاثر باشد فلك |
|
اخبار قدسى- حديث قدسى.
استبعاد: دور شمردن، بعيد دانستن.
اسرار: محاق سالك است در حق و در موقع وصول تام به سوى او به حكم لى مع اللّه وقت. (فرهنگ اصطلاحات عرفانى).
اشتهار: نامبردار شدن، معروف گرديدن، آشكار گرديدن، آوازه در افتادن.
اعمى: كور، نابينا.
افتقار: فقير شدن، بينوا گرديدن، نيازمند گشتن، فقر، تهيدستى.
اكرام: بزرگ داشتن، گرامى داشتن، احسان كردن.
اكسير: انسان كامل را گويند. اكسير اعظم: انسان كامل، شيخ، پيشوا.
اكمل: تمامتر، كاملتر، رسيدهتر، رساتر.