اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٣٧ - اختلاف نسخهها
ص ٥ ب ١٣: از غم دنيا و دين سازش (ب و م).
ص ٥ ب ١٥: مجال- وصال (ب).
ص ٥ ب ١٨: ما را صبر نيست- معشوق چيست (م).
ص ٥ ب ١٩: وصل او شد زندگى (م).
ص ٥ ب ٢٠: هست اين (گ).
ص ٥ ب ٢٣: بهتر از مهر و وفاى ديگران (م- ب).
ص ٥ ب ٢٤: رنج است جان با وفا (ب- م)؛ در جفا چون بيند (م)؛ عاشقى رنجيده خان و مان فدا (گ).
ص ٥ ب ٢٥: بر جفا كان دلبر زيبا (گ).
______________________________ (٦) ص ٦ ب ٢: گر نوازد ور گذارد حاكم است (ب).
ص ٦ ب ٣: نيست كار جان (ب).
ص ٦ ب ٤: گر كشد ور زنده- گر براند ور به خود (ب- گ).
ص ٦ ب ٥: مىنگردم بيش و كم (ب- م).
ص ٦ ب ٦: وصل و هجران بيش و كم يكسان (ب)؛ يكسان شد- توامان شد (گ)؛ پيش ما (م).
ص ٦ ب ٧: نيست غير از دوست (م).
ص ٦ ب ٨: ديدم حسن دوست (د- گ- م).
ص ٦ ب ١٣: وان شفيع (گ).
ص ٦ ب ١٤: خم ابروى او (ضبط ديگر (د)).
ص ٦ ب ١٥: دو عالم با نوا (م).
ص ٦ ب ٢٠: شاه باز لامكان (گ).
ص ٦ ب ٢١: ما رميت شرح حال او تمام (ب).
ص ٦ ب آخر: كز ملامت املح است (م).
(٧) ص ٧ ب ٣: او به معنى بود آدم (ب- گ- م).
ص ٧ ب ٥: كمترين بودى (گ).
ص ٧ ب ٦: گفت حق (د)؛ گفت او را حق (گ).
ص ٧ ب ٧: گفت ماينطق (گ).
ص ٧ ب ٩: داده حق او را (ب)؛ داده او را خلافت حق در جهان (گ).
ص ٧ ب ١٠: بر كمال آن (گ).
ص ٧ ب ١٢: در بيان (ب- م)؛ عند ربى در بيان (گ).
ص ٧ ب ١٥: معجزت پيدا زو وانشق القمر (گ).
ص ٧ ب ١٦: اوليا را التجا (ب).
ص ٧ ب ١٨: بر روان آل و اولاد- بر جميع پيروان (ب).
ص ٧ ب ٢٠: بعد از اين بيت در نسخه (گ) يك بيت اضافه است:
|
در دو عالم پيشوا و مقتدا |
بهر انس و جان ملايك را هدا |
|