تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٦٠
بعضى از موضعگيرىهاى امام حسن عليه السّلام
آرى، ائمه عليهم السّلام در مخالفت با كينهتوزان و مغرضان و در ايستادگى با صلابت و محكم در مقابل سياستهاى آنان، تنها به موضعگيرىهاى استدلالى خويش اكتفا نكردند، بلكه آن را به ديگر مناسبتها نيز كشاندند و در اعلان آن در ملأ عام استمرار و تداوم بخشيدند و در مناسبتها و مواضع حساس زيادى بر آن تأكيد نمودند و طورى بطلان ادعاهاى پوچ و واهى آنان را برملا كردند كه جاى هيچگونه شك و شبههاى باقى نماند.
امام حسن عليه السّلام نيز مخالفت خود را در مناسبتها و مواضع مختلفى بيان مىكرد و فقط به اظهار و بيان اين كه فرزند رسول خداست اكتفا نكرد، بلكه تأكيد مىورزيد كه امامت و خلافت فقط و فقط حق اوست و با وجود او نوبت به كسانى مثل معاويه نمىرسد، زيرا معاويه نه تنها صفات و ويژگىهاى ضرورى و لازم براى امامت و خلافت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ندارد، بلكه برعكس، به صفاتى متّصف است كه اساسا با خلافت و امامت در تضاد و تناقض است.
ما در اينجا به بعضى از موارد اشاره مىكنيم:
١. امام حسن عليه السّلام بلافاصله پس از شهادت پدرش على عليه السّلام براى مردم خطبهاى خواند و در آن فرمود:
«أيها النّاس! من عرفنى فقد عرفنى، و من لم يعرفنى، فأنا الحسن بن على، آنا ابن النّبى و أنا ابن الوصى؛[١]
اى مردم! هر كس مرا شناخت كه شناخت، هر كس مرا نشناخت، پس بداند كه منم
[١] - مستدرك حاكم، ج ٣، ص ١٧٢؛ ذخائر العقبى، ص ١٣٨،( نقل از: دولابى)؛ كشف الغمه، ج ٢، ص ١٧٣( نقل از: جنابذى).