تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٧٨
يك متن تاريخى ديگر مىگويد:
«قتيبة بن مسلم بر اهل طالقان وارد شد. عده زيادى از مردم آنجا را كشت، كه در تاريخ نظير آن شنيده نشده بود. در مسافت چهار فرسنگ از دو طرف، چوبهاى دار نصب كرده، عده بسيارى را در دو جانب جاده به دار كشيد كه همه به يك نسق به هم پيوسته بودند.»[١]
يكى از فرماندهان در فتح گرگان، به اهالى شهر امان داد، به شرط اين كه حتى يك تن از آنها كشته نشود. اما حصار را كه گشود، به جز يك تن، تمام آنها را كشت.[٢]
فرمانده ديگرى با اهالى قنسرين مصالحه كرد. يكى از شرايط صلح اين بود كه قلعه و ديوار شهر را ويران كند و چنين هم كرد.[٣]
والى خراسان از اهل ذمّه سمرقند و ما وراء النهر خواست كه اسلام آورند و گفت: در صورتى كه مسلمان شوند و دعوتش را بپذيرند، از آنان جزيه نخواهد گرفت. آنان دعوتش را پذيرفته و اسلام آوردند، اما وى از آنان مطالبه جزيه كرد؛ آنان نيز اعلان جنگ كردند و با وى به نبرد پرداختند.[٤]
هنگامى كه عقبة بن نافع، والى معاوية بن ابى سفيان، به افريقا وارد شد، مردم را از دم شمشير گذراند، زيرا وقتى اميرى وارد مىشد، از وى اطاعت مىكردند و بعضى هم اظهار اسلام مىنمودند، اما همين كه امير از آنجا بر مىگشت، پيمان مىشكستند و از اسلام برمىگشتند.[٥]
[١] - البداية و النهايه، ج ٩، ص ٧٨- ٨١؛ كامل ابن اثير، ج ٤، ص ٥٤٥.
[٢] - تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٢٤؛ كامل ابن اثير، ج ٣، ص ١١٠؛ البداية و النهايه، ج ٧، ص ١٥٤.
[٣] - الفتوحات الاسلاميه، ج ١، ص ٥٣؛ كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٤٩٣؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٩٨.
[٤] - البداية و النهايه، ج ٩، ص ٢٥٩ و ٢٦٠.
[٥] - كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٤٦٥.