تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٩٥
افريقا شركت داشتهاند- كافى است. با وجود اين، بسيارى از كتب تاريخى كه اسامى شخصيتهاى شركتكننده در فتح افريقا را ذكر كردهاند، نامى از اين دو نبردهاند. در صورتى كه حسنين عليهما السّلام از شخصيتهايى بودند كه ذكرشان در مناسبتهايى اين چنين، براى سياست حاكم اهميت به سزايى داشت.
اين مطلب به ما مىفهماند كه زير كاسه، نيمكاسهاى بوده و اطمينان به آنچه گفته مىشود، بدون تحقيق و كاوش، كار خوبى نيست و بلكه ظلم به تاريخ و حقيقت است.
ج) مؤيد مدّعاى ما در عدم شركت حسنين عليهما السّلام در فتوحات، مطلبى است كه علّامه پژوهشگر، سيد مهدى روحانى، بيان كرده است. او مىگويد:
«على عليه السّلام دو فرزندش، حسن و حسين عليهما السّلام را از شركت در معركههاى جنگ صفين بازداشت. در يكى از روزها امير المؤمنين عليه السّلام متوجه شد كه فرزندش حسن عليه السّلام خود را آماده شركت در كارزار كرده است، بلافاصله فرمود:
املكوا عنّى هذا الغلام لا يهدنى، فاننى أنفس بهذين على الموت، لئلا ينقطع بهما نسل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله؛[١]
جلو اين پسر را بگيريد تا با مرگ خود پشت مرا نشكند كه من از آمدن اين دو (حسن و حسين عليهما السّلام) به ميدان كارزار دريغ دارم. مبادا با مرگ آنها نسل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قطع شود.»
اين در زمانى است كه امام حسن عليه السّلام اولاد زيادى دارد. حال چگونه ممكن است آن دو را اجازه فرموده باشد كه همراه يك فرمانده اموى يا غير اموى از مدينه خارج شوند، آن هم در زمانى كه يا فرزندى نداشت و اگر هم داشت
[١] - نهج البلاغه عبده، ج ٢، ص ٢١٢؛ تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٤٤٠؛ الفصول المهمه، ص ٨٢؛ اختصاص، ص ١٧٩؛ تذكرة الخواص، ص ٣٢٤؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٤٤؛ ر. ك: المعيار و الموازنه، ص ١٥١.