تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٤٩
حكم خدا در حق فرزندان شما اين است كه پسران، دو برابر دختران ارث برند.»
ابن كثير گويد: «گفتهاند: اگر انسان چيزى را به فرزندان خويش هبه يا وقف كند، تنها فرزندان بلافصل و يا فرزندان پسرانش مىتوانند از آن بهرهمند شوند، و در اين باره به قول شاعر استدلال كردهاند كه گفت:
|
بنونا بنو أبنائنا و بناتنا |
بنوهن ابناء الرجال الاباعد[١] |
|
«فرزندان ما، فرزندان پسران مايند، اما فرزندان دختران ما، فرزندان مردان بيگانهاند.»
عينى گفته است: «دانشمندان قواعد دستورى عرب، اين فراز از شعر را گواه گرفتهاند بر جواز تقديم خبر بر مبتدا، و كارشناسان مسائل ارث، آن را هم دليل بر اين گرفتهاند كه تنها پسران پسر مىتوانند از مال ارث ببرند و هم اين كه پيوند مردمان به يكديگر، از طريق پدران است؛ فقها نيز در باب وصيت از آن استفاده كرده و علماى معانى و بيان در بحث تشبيه آن را به كار بردهاند.»[٢]
قرطبى در تفسير خود نقل مىكند كه: «مالك بن انس، فرزندان دختر را در چيزى كه وقف فرزند يا فرزند فرزند شده، سهيم نمىدانست.»[٣]
مالك، همان فردى است كه اهتمام عباسيان دربارهاش به جايى رسيد كه مىخواستند مردم را به زور وادار سازند كه به كتاب او (موطأ) عمل كنند[٤].
آنگاه كه منصور اموال عبد الله بن حسن را گرفت و فروخت و در بيت المال
[١] - تفسير ابن كثير، ج ٢، ص ١٥٥؛ الغدير، ج ٧، ص ١٢١، به نقل از آن.
[٢] - الغدير، ج ٧، ص ١٢٢، نقل از: خزانة الادب، ج ١، ص ٣٠٠.
[٣] - الغدير، ج ٧، ص ١٢٣، نقل از: تفسير قرطبى، ج ٧، ص ٣١.
[٤] - جامع بيان العلم، ج ١، ص ١٦٠؛ الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج ١، ص ١٦٥؛ اضواء على السنة المحمديه، ص ٢٩٨، نقل از: الانتفاء، ص ٤١ و از شافعى.