تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢١٩
سخن پسر عاص گذشت كه به معاويه گفت:
«مردم به دنبالش راه افتادند. فرمان داد، اطاعت كردند، سخن گفت، تصديق نمودند. اين دو، كار را به جاهاى باريكترى خواهند كشاند. چه خوب بود كه كسى را به دنبالش مىفرستادى تا او و پدرش را لعن مىكرديم و دشنام مىگفتيم و ارزش هر دو را در پيش ديگران پايين مىآورديم ....»
سفيان بن ليلى به امام حسن عليه السّلام گفت:
«خدا مردم را درباره تو هم صدا كرده است.»[١]
ابو جعفر روايت كرده كه ابن عباس گفت:
«اولين خوارى و ذلت عرب، مرگ حسن عليه السّلام بود.»[٢]
ابو الفرج گويد:
«... به ابو اسحاق سبيعى گفته شد: چه هنگامى مردم خوار و ذليل شدند؟ گفت:
آن موقع كه حسن رحلت كرد، زياد پسر ابو سفيان خوانده شد و حجر بن عدى به قتل رسيد.»[٣]
معاويه نيز اقرار دارد:
«حسن عليه السّلام كسى نيست كه بتوان او را دستكم گرفت ....»[٤]
در اين باره نصوص بسيارى وجود دارد كه در اين مختصر مجال تتبع آن نيست.
شايد بتوان عواملى را كه موجب گرديد موضع امام حسن عليه السّلام در قبال معاويه و امويان قدرت و اثر بيشتر و عظيمترى داشته باشد، در موارد ذيل
[١] - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٦، ص ٤٦.
[٢] - همان، ص ١٠.
[٣] - مقاتل الطالبيين، ص ٧٦؛ شرح نهج البلاغه، ج ١٦، ص ٥١.
[٤] - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٦، ص ١٩٥.