تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٣٣
«بلكه عبد الملك در مورد بنى فلان بر اساس آن قضاوت كرد.»[١]
٢٠. كسى به مروان اعتراض كرد كه چرا منبر را بيرون برده است، در حالى كه كسى از پيشينيان آن را بيرون نمىبرد، و چرا قبل از نماز خطبه را شروع و در اثناى آن جلوس كرده است؟ مروان به او گفت: «آن سنت متروك شده است.»[٢]
٢١. كار به جايى رسيد كه بعضى مدّعى شدند: هر كس با حجّاج مخالفت كند، با اسلام مخالفت كرده است.[٣]
همچنين مطالبى از اين قبيل كه فعلا مجال تتبع آن نيست.[٤]
از طرف ديگر ادعا كردند: بر خليفه وحى نازل مىشود، خليفه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله افضل است، بر حجاج و خلفا وحى نازل مىشود و ....
چه راست فرمود امير المؤمنين عليه السّلام آنگاه كه در نامه خود به مالك اشتر نوشت:
«فانّ هذا الدين قد كان أسيرا فى أيدى الأشرار، يعمل فيه بالهوى، تطلب به الدنيا؛[٥]
اين دين در دست بدكرداران گرفتار بود، در آن، بر پايه هوا و خواهش نفس كار مىكردند و به نام دين، دنيا را مىخوردند.»
مبارزه ائمه عليهم السّلام با توطئه شوم
روشهايى را كه پيشوايان ما در راه مبارزه با اين توطئه شوم و پليد در پيش
[١] - المصنف، ج ٩، ص ١٨٨؛ سنن بيهقى، ج ٦، ص ١٧٤.
[٢] - المصنف، ج ٣، ص ٣٨٨.
[٣] - لسان الميزان، ج ٦، ص ٨٩.
[٤] - المصنف، ج ١١، ص ٢٥٨ و ٢٥٩؛ و نيز ج ٩، ص ٨٨ و ٤٧٥ و ٤٧٦؛ طبقات، ج ٢، ص ١٣٤- ١٣٦.
[٥] - نهج البلاغه عبده، نامه ٥٣.