تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٨١
مىدانستند. عمر هم خود را در بعضى از مناسبتها پادشاه مىخواند.[١]
معاويه و امويان- و حتى بسيارى از مردم- آنان را ملوك قيصرى مىدانستند و در نظرشان اسلام و مسلمانى، تنها شعارى بود كه در خدمت اين پادشاهى قرار داشت و به تقويت آن كمك مىكرد؛ از اينرو اگر تشخيص مىدادند كه روزى مانع آنان از رسيدن به آمال و آرزوها و اهدافشان خواهد شد، آن را در هم كوبيده از ريشه نابود مىكردند.
پس استفاده كنندگان اصلى فتوحات- خصوصا در درازمدت- همين قشر خاص بودند و هم اينان بودند كه اشياى نفيس را ربودند و زمينهاى بزرگ، طلا و غنائم خالصى را براى خود برداشتند، و نيز زنان زيبا- زنانى را كه به عنوان اسير و كنيز به اسارت درآورده بودند- مختصّ خود مىدانستند. در روزگار خلفاى سهگانه، ثروت اينان به ارقام افسانهاى رسيده بود. متون تاريخى، اين مطلب را تأييد مىكند.[٢] در زمان حكومت امويان، اين ارقام افزايش يافت و چند برابر شد. حكومت اموى حد و مرزى براى خود قايل نشد. اين حكومت اشرافى، دين و ايمان چندانى نداشت. خالد قسرى، حقوق سالانهاش به بيست ميليون درهم مىرسيد. اين در حالى بود كه اموال اختلاسى وى از صد ميليون تجاوز مىكرد.[٣]
مىبينيم عمر بن خطاب كه گفته مىشود از زاهدترين مردم بود و حتى
[١] - الفتوحات الاسلاميه، ج ٢، ص ٢٩٠؛ حياة الصحابة، ج ٢، ص ٢٥٦، نقل از: كنز العمال، ج ٢، ص ١٣٧؛ طبقات، ج ٣، ص ٢١٩ و از ابن جرير و ابن عساكر.
[٢] - ر. ك: م شاكلة الناس لزمانهم، ص ١٢- ١٨؛ الغدير، ج ٨ و ٩؛ جامع بيان العلم، ج ٢، ص ١٦ و ١٧؛ البداية و النهايه، ج ٧، ص ١٦٤؛ ربيع الابرار، ج ١، ص ٨٣٠؛ التراتيب الاداريه، ج ٢، ص ٢٤- ٤٣٥؛ عقد الفريد، ج ٤، ص ٣٢٢- ٣٢٤؛ حياة الصحابة، ج ٢، ص ٢٤١- ٢٥٠ و ديگران.
[٣] - السيادة العربية و الشيعة و الاسرائيليات، ص ٢٤ و ٢٥ و ٣٢.« درآمد ساليانه خالد قسرى، ده ميليون دينار بود».( البداية و النهايه، ج ٩، ص ٣٢٥).