تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢٣١
تا اهالى ديگر شهرها با وى بيعت كنند.
حضرت مجتبى عليه السّلام آن هنگام كه درباره حكميت سخن مىگفت، در مورد ابن عمر فرمود:
«و ثالثة: انه لم يجتمع عليه المهاجرون و الانصار، الذين يعقدون الامارة، و يحكمون بها على الناس؛[١]
و سوم: مهاجرين و انصار كه منعقد كننده امارت هستند و از راه امارت بر مردم حكومت دارند، در مورد وى (ابن عمر) اجماع و اتفاق نكردند.»
از سوى ديگر، آيا غيبت امام على عليه السّلام و خروج وى از مدينه مىتوانست جلو بنى اميه و ديگر افراد بيمار و كور دل را بگيرد و نگذارد كه وى را به تحريك و تشويق مردم عليه عثمان متّهم كنند و نگويند كه مردم را براى محاصره عثمان گرد آورده است؟!
آرى، همانطور كه گذشت، حضرت به مزرعه خود (ينبع) رفت، اما اين كار نتوانست جلو آنان را بگيرد كه حضرت را متهم نكنند و بر او افترا نبندند.
اين كه مىگويد: امام حسن عليه السّلام با جنگ پدرش با طلحه و زبير مخالف بود، اين هم درست نيست. چرا كه وى خود به كوفه رفت و ابو موسى را عزل كرد و مردم را براى پيوستن به امير المؤمنين عليه السّلام ترغيب كرد تا پدرش بتواند به كمك آنان با عايشه و طلحه و زبير بجنگد و بالاتر از اين كه خود امام حسن عليه السّلام در اين جنگ شركت داشت. شايد منظور از نقل اين روايات، اين باشد كه امام على عليه السّلام را به دشمنى با عثمان و قتل او متهم كنند يا حد اقل وانمود كنند كه حضرت، مردم را به قتل خليفه ترغيب كرده است؛ سپس اشكال كنند كه مسلمين در مورد خلافت على عليه السّلام اجماع نكردند و از سويى موضع كسانى را توجيه كنند كه دست از يارى
[١] - منابع اين مسأله چندى پيش گذشت، لكن نص مسأله را بيان نكرديم.