تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٣٧
و نابودى آن گردد.
از اينرو به منظور دفع خطرى كه كيان اسلام و اساس آن را تهديد مىكرد، ضرورت داشت كه جان خود را فدا نمايند و به خطرات و مشكلات تن در دهند، تا «يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ».[١]
موضع امام كاظم عليه السّلام در قبال هارون الرشيد در كنار قبر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تنها يكى از شواهد زيادى است كه مىتوان در اين باره ذكر كرد. موضوع از اين قرار بود كه هارون در كنار قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حضور يافت و براى اين كه وانمود كند خلافتش به خاطر ارتباط نسبى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله- چون پسر عموى حضرت بود- شرعى و قانونى است، عرضه داشت: «السّلام عليك يا ابن عم». امام كاظم عليه السّلام در مقابل فرمود: «السلام عليك يا ابة». آرى همين موضع امام، موجب دستگيرى و زندانى شدن حضرت گرديد. امام در زندان، شكنجهها شد و با صبر و پايدارى و در حال توكل به خداى خويش به شهادت رسيد.
حتى آن موقع كه امام حسن عليه السّلام براى اطاعت امر خدا در گروه باطلگرايان و در موقعيت تقيه، ناچار شد با معاويه صلح كند، با تفكرى عميق و انديشهاى ژرف آن را برگزيد و كوشيد تا نه از مسأله امامت دست بردارد- اگر چه ابن قتيبه چنين نظرى دارد- و نه خلافت را به فراموشى سپارد- آنطور كه ديگران گمان كردهاند- بلكه از حكومت ظاهرى كنارهگيرى كرد.[٢] منظور معاويه از «امر»، امارت و پادشاهى بود؛ چرا كه او نجنگيده بود تا روزه بگيرند و نماز بخوانند، «بلكه جنگيد تا بر آنان حكومت كند و زمام امور را به دست گيرد.»[٣]
[١] - يونس( ١٠) آيه ٨٢.
[٢] - آل ياسين، الامام الحسن بن على عليهما السّلام، ص ١٠٨؛ شرح نهج البلاغه، ج ١٦، ص ٢٢، نقل از: الامامة و السياسة، ج ١، ص ١٥٠- ١٥٦ و الصواعق المحرقه، ص ٨١.
[٣] - ر. ك: شرح نهج البلاغه، ج ١٦، ص ١٥ و ٤٦؛ مقاتل الطالبيين.