تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٩٤
ساختن انصار هوادار على و اهل بيت عليهم السّلام از راه يافتن به مراكز نفوذ و نيز برخوردارى از كوچكترين حقوق اجتماعى خود[١]، و گذشته از اين كه زر و سيم را براى بستن دهان مخالفان به خدمت گرفتند؛ چنان كه مشهور است:
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ابو سفيان را براى جمعآورى زكات به منطقهاى اعزام كرده بود. پس از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله با مقاديرى مال الزكات به مدينه آمد. عمر به ابو بكر گفت:
«ابو سفيان از مأموريت بازگشته است و ما از شرّش در امان نيستيم؛ به نظر من هر آنچه را با خود آورده به او واگذار كن! ابو بكر همان كرد كه عمر گفت. ابو سفيان نيز راضى و خشنود گرديد.»[٢]
آنگاه كه ابو سفيان در اوج خشم و عصيان عليه آنان بود، بدو خبر دادند كه ابو بكر پسرش را كارگزار خلافت كرده است؛ فى الفور گفت:
«خدايا! همان طور كه او خويشاوندى را به جاى آورد، ديگران نيز دربارهاش حق خويشاوندى را رعايت كنند!»[٣]
«چون مردم با ابو بكر بيعت كردند، اموال بيت المال را بينشان تقسيم كرد.
سهم پيرزنى از قبيله بنى عدى بن نجار را با زيد بن ثابت فرستاد. پيرزن گفت: اين چيست؟ زيد گفت: سهمى است كه ابو بكر براى زنان اختصاص داده است.
گفت: آيا مىخواهيد با اين مال دين مرا بخريد؟ گفتند: خير». روايت مىگويد كه زن مال را نپذيرفت و از قبول آن سرباز زد[٤].
[١] - ر. ك: الصحيح من سيرة النبى الأعظم( از همين مؤلف)، ج ٣، ص ١٥٠- ١٥٥ و ٢١٧ و ٢١٨. در باره تلاش عثمان براى رشوه دادن به ابن ابو حذيفه، ر. ك: انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٨٨.
[٢] - ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٤٤؛ دلائل الصدق، ج ٢، ص ٣٩،( نقل از: تاريخ طبرى).
[٣] - تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٤٤٩؛ دلائل الصدق، ج ٢، ص ٣٩،( نقل از: تاريخ طبرى).
[٤] - حياة الصحابة، ج ١، ص ٤٢٠،( نقل از: كنز العمال، ج ٣، ص ١٣٠).