تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٧٠
«يا اسماء هاتى ابنى؛ اى اسما، فرزندم را بياور!»
٣. حضرت مىفرمود:
«هذا ابنى سيّد؛[١] اين پسرم سيد و سرور است.»
٤. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسجد مىنشست و مىفرمود:
«دعوا ابنى لى؛ فرزندم را برايم بخوانيد.»
راوى گويد: حسن دوان دوان آمد و پيامبر او را در آغوش گرفت ...
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دهانش را بر دهان او گذارد و گفت: «پروردگارا! من او را دوست مىدارم، تو نيز او را دوست بدار و كسى كه او را دوست دارد نيز دوست بدار!» پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين جمله را سه بار تكرار فرمود.[٢]
٥. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
«كلّ ابن آدم ينتسبون الى عصبة أبيهم إلا ولد فاطمة فانّى أنا أبوهم، و أنا عصبتهم؛[٣]
هر يك از فرزندان آدم به خانواده پدرش نسبت مىبرد، جز فرزندان فاطمه كه من پدرشان هستم و خانواده آنهايم.»
همين اندازه در اين باره كافى است، چه استقصاى جميع روايات با ذكر منابع، كار مشكل و بلكه غير ممكنى است و مىبايست براى مباحث آينده به اندازه كافى وقت و مجال داشته باشيم.
[١] - مصادر اين روايت بسيار زياد است و تقريبا نيست كتابى كه آن را ذكر نكرده باشد.
[٢] - ذخائر العقبى، ص ١٢٢،( نقل از: حافظ سلفى).
[٣] - الصواعق المحرقه، ص ١٥٤؛ مستدرك حاكم، ج ٣، ص ١٦٤؛ تاريخ بغداد، ج ١١، ص ٢٨٥؛ ينابيع الموده، ص ٢٦١، فرائد السمطين، ج ٢، ص ٦٩؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ٦٨؛ احقاق الحق، ج ٩، ص ٦٤٤ و ٦٤٥، نقل از: مصادر بسيار زيادى؛ ذخائر العقبى، ص ١٢١؛ فضائل الخمسه، ج ٣، ص ١٤٩، نقل از: كنز العمال، ج ٦، ص ٢١٥ و ٢١٦؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٧٢.