تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٤٥
ابو بكر مصلحت نديد كه امير المؤمنين را در مورد موضع امام حسن متهم كند، اما عمر اكنون كه خود را در حكمرانى قوى و نيرومند احساس مىكند و اكنون كه اين موضع در زمينه سياسى به نفع كسانى غير از اهل بيت عليهم السّلام تثبيت شده، تلاش دارد تا منبع و سرچشمه اين مخالفتها را شناسايى كند و قبل از اين كه فرصت از دست برود و مادامىكه به نظر خودش قدرت انجام چنين عملى را دارد، آن را نابود كند. اين موضعگيرىهاى حسنين عليهما السّلام مبارزه طلبى عميقى براى سلطه حاكم به شمار مىرفت، آن هم در دقيقترين و خطيرترين مسألهاى كه حكومت سعى داشت امور مربوط به آن را به نفع خويش تثبيت كند؛ يعنى مسأله امامت، و از طرفى متوجه شد كه تا حدّ زيادى در اهداف خويش موفق بوده است. حال كه اين موضعگيرىهاى حسنين به وقوع مىپيوندند، تمامى معادلات خدشهناپذير خود را بر هم زده مىبيند.
حسنين عليهما السّلام دو شاخه از نهال امامت و درخت رسالت بودند كه به خوبى شرايط حاكم بر جامعه خود را درك و به طور صحيح و دقيقى آن را ارزيابى مىكردند و بر اين اساس به عنوان يك وظيفه شرعى و يك مسئوليت الهى موضعگيرى مىكردند، اما تكليف شرعى و موضع پدرشان اگر چه در ظاهر امر با موضع اين دو تفاوت داشت، بدون شك- همانطور كه بدان اشاره كرديم- در