تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٣٣
در خدا بود؛ از اينرو آن حضرت از خدا بود و به خاطر دين و رسالت الهى زندگى مىكرد و در راه محبت خدا و در حال لقاى پروردگارش رحلت فرمود؛ پس «خداى سبحان اول بود و استمرار بود و پايان»؛ بدين معنا كه هر موضعى، از هر نوع و هر اندازه كه باشد، اگر قدمى در راه خدمت به دين خدا و اعتلاى كلمه الهى نباشد، ممكن نيست كه از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله صادر شود، نه بدين معنا كه آن حضرت از عواطف و احساسات انسانى نوع بشر برخوردار نبود، يا اين كه به عواطف و احساسات خويش ميدان نمىداد تا آنطور كه حق طبيعى آنهاست، در زندگى تأثير مثبت داشته باشد يا حتى از آنها استفاده مباح نمىكرد، بلكه مىخواهيم بگوييم: هرگاه اين عواطف و احساسات به صورت موضعگيرىهاى علنى و آشكار جلوه كند و حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اظهار آن در ملأ عام و حتى گاهى اوقات بر روى منبر اصرار داشته باشد، مىبايست در خدمت رسالت و براى رسيدن به اهداف عاليه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باشد، حتى آنجا كه حضرت از احساسات و عواطف خود در امور شخصى صرف استفاده مىكند، آن را عبادتى سرشار از بخشش و عطا و غنى از مواهب مىسازد كه بدو توان افزون داده و حضرتش را به قرب الهى نزديك سازد.
آرى آنچه ذكر نموديم، روايات و اخبار فراوانى را تفسير و تبيين مىنمايد كه از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مورد علاقه و محبت آن حضرت نسبت به حسنين عليهما السّلام وارد شده است؛ مثلا، حضرت در مورد امام حسن عليه السّلام فرمود:
«اللهم ان هذا ابنى و أنا أحبّه، و أحب من يحبّه[١]؛
خدايا اين كودك، پسر من است و من او را دوست مىدارم، او را دوست بدار و نيز هر كس كه او را دوست مىدارد، دوست بدار!»
[١] - تهذيب تاريخ ابن عساكر، ج ٤، ص ٢٠٥- ٢٠٧؛ الغدير، ج ٧، ص ١٢٤.