تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٨٥
براى كسانى واگذار كنيم كه در فقر و تنگدستى به سر مىبرند و راهى را كه شما در پيش گرفتهايد و جهادى را كه شما انجام مىدهيد رها كردهاند.»[١]
در فتح «شاهرتا» بعضى از بردگان مسلمان به اهالى شهر امان مىدادند، اما مسلمانان از اين امر ناخشنود بودند، تا اين كه مسأله را با عمر بن خطاب در ميان گذاشتند. عمر نوشت: «برده مسلمان از مسلمانان است و امان او امان آنها.»
راوى مىگويد: «با اين بيان عمر، غنايمى كه بر آن اشراف پيدا كرده بوديم، از دست داديم.»[٢]
يكى از شعرا در هنگام مرگ مهلّب سرود:
|
الا ذهب الغزو المقرب للغنى |
و مات الندى و الجود بعد المهلّب |
|
پس از مهلّب، هم جنگهايى كه مردم را به پولدارى نزديك مىساخت از بين رفت و هم جود و كرم در ميان مردم به خاموشى گراييد.
آرى، اين فتوحات براى پر كردن جيب جنگجويان و احيانا تقويت بنيه نظامى آنان براى پيروزى بر خصم بود.
آنچه خالد بن وليد بيان كرد، تمام حقيقت نيست، زيرا آنچه به طبقه مستضعف سپاه مىرسيد، تنها بخش بسيار اندكى از غنايم بود كه براى رفع نياز و سدّ جوع آنها كافى نبود و آن قدر كم بود كه بلافاصله تمام مىشد، در حالى كه اينان جلوداران سپاه و طلايهداران فتح و پيروزى بودند. بسا كه بسيارى از آنان كسانى بودند كه روز پيش سرزمينشان فتح شده بود. همانطور كه درباره مردم افريقا گذشت (كسانى كه نزد هشام بن عبد الملك، خليفه اموى، آمدند تا از رفتار كارگزاران وى شكايت كنند) همين افراد از بسيارى از امتيازات محروم مىشدند،
[١] - العراق فى العصر الاموى، ص ١١، نقل از: تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٩؛ ر. ك: كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٤٨٨.
[٢] - المصنف، ج ٥، ص ٢٢٢ و ٢٢٣؛ سنن بيهقى، ج ٩، ص ٩٤.