تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٨٦
اما اكثرشان در اين جنگها منبعى براى عيش و نوش خويش فراهم ديده و از اين راه به مال و ثروتى هر چند ناچيز و اندك دست يافتند. همين امر موجب شد كه اگر هم در ميانشان كسى كمترين اطلاعى از احكام اسلامى داشت، از تمامى اعمال و كردار شيطانى و غير اسلامى حاكمان چشمپوشى كرده، آن را ناديده بگيرد.
بعضى از نهضتها كه عليه نظام حاكم شروع مىشد، گرچه گاهى نتايجى به همراه داشت، اما چيزى نمىگذشت كه در برابر ضربات خردكننده و كوبنده نظام حاكم از پاى درمىآمد و به پايان مىرسيد.
به هر حال، جنگ براى به دست آوردن مال و غنيمت، صفت مشخصه اين فتوحات بود. آن چنان كه در نظر دارم- اگر چه على رغم بررسى زياد نتوانستم فعلا آن را پيدا كنم- در بعضى از معركهها طرف مقابل، اسلام خويش را اعلام مىكرد، اما چون فاتحان در اموال و زنانشان طمع داشتند، به آن وقعى نمىنهادند و حتى آنان را دروغگو قلمداد كرده و آن را ناديده مىگرفتند.[١]
در زمان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز آثار اين پديده را مىبينيم، زيرا در آن موقع هنوز مسلمانان به مرحله نضج و كمال نرسيده بودند و با اسلام و احكام آن به نحو مطلوب و شايستهاى تعامل نداشتند و تمايلات جاهلى و طمعورزىهاى دنيوى هنوز هم در ميان آنها ديده مىشد. حارث بن مسلم تميمى- كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وى را به همراه عدهاى براى شركت در سريهاى اعزام كرده بود- مىگويد:
«چون به مغار رسيديم، اسبم را حركت دادم و از همراهانم پيشى گرفتم. مردم قبيله با آه و ناله به استقبال ما آمدند. به آنان گفتم: بگوييد: «لا اله الا اللّه» تا در امان باشيد. آنان نيز تهليل به جاى آوردند. همين كه همراهانم از راه رسيدند، مرا
[١] - گويا مؤلف به جريان خالد بن وليد و اسلام مالك بن نويره نظر داشتهاند. بنگريد به تاريخ طبرى و كامل ابن اثير در وقايع دوره ابو بكر و جنگهاى موسوم به ردّه.