تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٥٨
پدر عيسى كيست و حال اين كه خدا او را به اولاد نوح ملحق كرده است؟! شعبى گويد: حجاج سرش را مدتى به زير انداخت، سپس بالا آورد و گفت: گويا من اين آيه را در كتاب خدا نخوانده بودم، او را رها سازيد.»[١]
در كتاب نور القبس آمده: حجاج از او خواست تا ديگر آن را بيان نكند.
٦. سعيد بن جبير نيز داستانى شبيه به داستان يحيى بن يعمر با حجاج دارد؛ از اينرو كلام را با بيان آن طولانى نمىكنيم[٢].
٧. روزى هارون الرشيد امام كاظم عليه السّلام را خواست و به آن جناب عرضه داشت: چگونه مىگوييد ما ذريّه رسول خداييم، با اين كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پسر نداشت؟ و ذريّه و نسل هر انسانى از فرزند پسر باقى مىماند، نه فرزند دختر و شما فرزندان دختريد، پس ذريه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيستيد؟ امام كاظم عليه السّلام از او خواست كه مرا از پاسخ به اين سؤال معاف بدار، اما هارون نپذيرفت. حضرت چنين استدلال كرد كه قرآن در سوره انعام، عيسى را از ذريه ابراهيم مىداند با اين كه نسبت عيسى از طرف مادر به ابراهيم مىرسد. آنگاه امام كاظم عليه السّلام به آيه مباهله كه مىفرمايد: «ابناءنا» استدلال كرد[٣].
٨. عمرو بن عاص كسى را نزد امير المؤمنين عليه السّلام فرستاد و چند چيز را بر او عيب گرفت. از جمله گفت: تو حسن و حسين را فرزندان رسول خدا مىنامى؟
حضرت عليه السّلام به فرستاده عمرو گفت:
[١] - تفسير رازى، ج ٢، ص ١٩٤؛ مستدرك حاكم، ج ٣، ص ١٦٤؛ فضائل الخمسه، ج ٢، ص ١٤٨ و ٢٤٧؛ الدر المنثور، ج ٣، ص ٢٨، نقل از: ابن ابى حاتم، ابو الشيخ، حاكم و بيهقى؛ الغدير، ج ٧، ص ١٢٣، نقل از: تفسير ابن كثير، ج ٢، ص ١٥٥؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ٨٩؛ ر. ك: العقد الفريد، ج ٥، ص ٢٠؛ نور القبس، ص ٢١ و ٢٢.
[٢] - مقتل خوارزمى، ج ١، ص ٨٩ و ٩٠.
[٣] - نور الابصار، ص ١٤٨ و ١٤٩؛ عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٨٤ و ٨٥؛ تفسير نور الثقلين، ج ١، ص ٢٨٩ و ٢٩٠؛ تفسير الميزان، ج ٣، ص ٢٣٠؛ تفسير برهان، ج ١، ص ٢٨٩.