تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٤١
كامل فانى است، و به خوبى بيان مىكند كه هدفش دنياى فانى و مال و منالى پست نيست.
آرى، اين همان نتيجهاى است كه از داستان مباهله كه نزاع اصلى در آن، پيرامون حضرت عيسى عليه السّلام دور مىزد به دست آمد.
٢. برنامهريزى در خدمت رسالت
از سوى ديگر، ممكن است بعضى تصور كنند، اين كه ما اين كودك و برادرش را مثل اعلى و يگانه نمونه خلّاقيت و سازندگى اسلام شمرديم، ناشى از پيروى كوركورانه و غير مسئولانه از عواطف و احساسات متأثر از تعصب مذهبى است كه خود بر اثر لجاجت دشمنان برانگيخته شده است؛ اما حقيقت كاملا برعكس است؛ آنچه ما ذكر كرديم، ناشى است از شعور سليم اعتقادى كه ادلّه و براهين، ما را بدان ملزم كرده است؛ اين دلايل تأكيد دارد كه پيشوايان و امامان ما، حتى در سنين طفوليت هم در سطح بالايى از شايستگى و لياقت براى پذيرفتن امانت الهى و رهبرى حكيمانه و آگاهانه امت اسلامى قرار داشتند؛ همان طور كه مىدانيد، وضع در مورد امام جواد عليه السّلام و امام مهدى (عج)- كه اراده الهى تعلق گرفت تا مسئوليت رهبرى امت را در سالهاى اول زندگى عهدهدار شوند- چنين بود، درست مانند پيامبر خدا، عيسى عليه السّلام كه كاملا وضع او نيز به همين حال بود؛ خداى متعال دربارهاش مىگويد:
«فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا. قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا[١]؛
به فرزند اشاره كرد گفتند: ما چگونه با طفلى كه در گهواره است سخن گوييم؟
[١] - مريم( ١٩) آيه ٢٩ و ٣٠.