تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٩٨
قريش روى كار مىآيند كه چنين مالى را از شما دريغ مىدارند.»[١]
حتى در مورد عمر و عاص مىگفت: «روا نباشد كه عمرو بر روى زمين قدم گذارد، مگر اين كه امير باشد.»[٢]
روزى معاويه به ابن حصين گفت:
«تنها چيزى كه صفوف مسلمين را از هم پاشيد و آنان را متفرق ساخت و اختلاف تمايلات آنان را به دنبال داشت، شورايى بود كه عمر آن را به شش تن محدود كرد مردى در ميان اعضاى آن نبود، مگر اين كه خلافت را براى خود مىخواست و قومش آرزوى خلافت او را داشتند و خود نيز به سوى آن گردن دراز كرده بود.»[٣]
مىبينيم عمر با كعب الاحبار يهودى مشورت مىكند كه پس از وى- آنطور كه در كتابهايشان آمده- چه كسى خلافت مىكند؟ كعب گفت: خلافت به على و اولادش نمىرسد و تأكيد كرد كه خلافت پس از شيخين به بنى اميه منتقل مىشود. عمر گفته او را تصديق كرد و در اين باره به روايتى استشهاد كرد كه درباره بنى اميه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل مىكردند.[٤]
ب) از سوى خليفه دوم تأكيدهاى خاصى درباره معاويه صورت مىگرفت و على رغم اين كه وى از طلقا (آزادشدگان پيامبر در صلح حديبيه[٥]) بود، همت
[١] - جامع بيان العلم، ج ٢، ص ١٨.
[٢] - فتوح مصر و اخبارها، ص ١٨٠؛ الاصابه، ج ٣، ص ٢.
[٣] - عقد الفريد، ج ٢، ص ٢٨١.
[٤] - ر. ك: شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٢، ص ٨١؛ فتوح ابن اعثم، ج ٣، ص ٨٧ و ٨٨؛ چرا كه مسأله بسيار مهمى است.
[٥] - مؤلف محترم معتقد است كه طلقا كسانى هستند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آنان را در صلح حديبيه آزاد كرد. استدلال ايشان چنين است: ابن عبد البرّ تصريح دارد كه در صلح حديبيه، هشتاد تن از قريش به هنگام مذاكرات صلح قصد داشتند به سپاه اسلام تعرّض كنند، اما با هوشيارى مسلمين همگى اسير شدند. ابو سفيان و معاويه نيز جزء آنان بودند. پيامبر همگى را آزاد كرد و از بردگى رهانيد، چه آنان كه كافر بودن و طبق شريعت اسلامى بايد برده مسلمانان باشند. مشهور آن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در فتح مكه به اسيران فرمود:« اذهبوا أنتم الطلقاء»؛ لذا مىگويند: طلقاء، آزادشدگان فتح مكهاند. به نظر ما گفته اول ارجح است.