تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٩٦
بسيار كم بود؟!
اين مطالب براى ما روشن مىكند كه آنچه به بعضى از بزرگان نسبت داده مىشود، مبنى بر شركت حسنين عليهما السّلام در فتح گرگان و افريقا قبول دارد، غير قابل اعتماد است و نمىتوان آن را پذيرفت.
شايد هدف از طرح چنين مسائلى، دادن وجهه شرعى به خلافت عثمان و بيان اين مطلب باشد كه حتى اهل بيت عليهم السّلام نيز آن را قبول داشتهاند، تا بدين وسيله مردم را به قبول آن وادار نمايند. در موارد زيادى دار و دسته اموى و هواداران عثمانى چنين كردهاند.
د) اگر بخواهم بر اين نظر خويش اصرار ورزيده، آن را در توجيه شركت حسنين عليهما السّلام در فتوحات زمان خلفا- آنطور كه عدهاى گمان كردهاند- معتبر بدانم، بايد متذكر شوم كه بدون شك، جهاد و گسترش نفوذ اسلام، امرى است پسنديده و مورد رضاى شرع مقدس اسلام، اما اين بدان معنا نيست كه فتوحاتى كه در زمان خلفا با آن وضع خاص صورت گرفته، مورد رضاى اسلام و ائمه عليهم السّلام بوده است، وگرنه چرا امير المؤمنين عليه السّلام اين جهاد مقدس را ترك نمود و مدت ٢٥ سال در گوشه خانه نشست و دست روى دست گذاشت؟ آيا جز همين على عليه السّلام نبود كه طى ساليان دراز در روزگار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جنگهايى را به انجام رساند و به مبارزه با هماوردان قريش پرداخت؟ مگر نه اين است كه در آن موقع هيچ جنگى برپا نمىشد، مگر اين كه على عليه السّلام پرچمدار آن بود و قهرمانان عرب را به خاك مذلّت مىنشاند؟ آيا معقول است كه بگوييم: على عليه السّلام در اين مدت دراز (٢٥ سال) به زهد و پرهيزگارى پرداخت و در انجام واجبات شرعى خود كوتاهى كرد و تعلل ورزيد؟!
يا نه، مسأله چيز ديگرى است و آن اين كه حكام تمايل نداشتند كه على عليه السّلام در آن فتوحات و در هر آنچه تحت سيطره خود داشتند، شركت داشته باشد،