تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١١٣
هم وحى مىشود.[١]
و) سياست حاكمان اين بود كه هرطور شده از احترام و قداست رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در نزد مسلمين بكاهند و خليفه را بر حضرتش برترى دهند و حتى حضرت را عارى از عصمت جلوه داده و وانمود كنند كه معصوم نبوده است. تا جايى كه قريش- در حيات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله- در تلاش براى منع عبد اللّه بن عمرو بن عاص از نوشتن احاديث رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله گفتند: او بشرى است كه خشنود مىشود و غضب و خشم مىگيرد[٢]. كوشيدند تا از نامگذارى كودكان به نام مبارك حضرت جلوگيرى كنند و تا حدودى در اين كار توفيق يافتند.[٣]
معاويه نيز افسوس مىخورد كه اسم پيامبر در اذان بيان مىشود و سوگند ياد كرد كه آن را از بين ببرد[٤].
از اينگونه وقايع، شواهد زيادى در تاريخ وجود دارد كه ما تعدادى را در پيشگفتار كتاب خود، الصحيح من سيرة النبى الأعظم صلّى اللّه عليه و آله آوردهايم. هر كس خواست، بدان مراجعه كند.
شايد هدفشان از امور ياد شده اين بود كه ميدان را براى كارهاى خلاف و ناشايستى كه ممكن بود از سوى هيأت حاكمه سرزند، باز كرده و اقوال و مواضع
[١] - تهذيب تاريخ دمشق، ج ٤، ص ٧٢.
[٢] - ر. ك: سنن دارمى، ج ١، ص ١٢٥؛ جامع بيان العلم، ج ١، ص ٨٥ و نيز ج ٢، ص ٦٢ و ٦٣؛ مستدرك حاكم، ج ١، ص ١٠٤ و ١٠٥ و تلخيص مستدرك ذهبى در پاورقى آن؛ سنن ابو داوود، ج ٣، ص ٣١٨؛ الزهد و الرقائق، ص ٣١٥؛ الغدير، ج ٦، ص ٣٠٨ و ٣٠٩ و نيز ج ١١، ص ٩١؛ المصنف، ج ٧، ص ٣٤ و ٣٥ و نيز ج ١١، ص ٢٣٧؛ احياء العلوم غزالى، ج ٣، ص ١٧١؛ الصحيح من سيرة النبى الأعظم( مقدمه).
[٣] - الغدير، ج ٦، ص ٣٠٩،( نقل از: عمدة القارى، ج ٧، ص ١٤٣).
[٤] - الموفقيات، ص ٥٧٧؛ مروج الذهب، ج ٣، ص ٤٥٤؛ شرح نهج البلاغه، ج ٥، ص ١٢٩ و ١٣٠؛ قاموس الرجال، ج ٩، ص ٢٠.