تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٣٧
ياران و پيروان گرانمايه و شايستهات با ما مباهله نمىكنى؟!
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
«اجل! أباهلكم بهؤلاء خير اهل الأرض و أفضل الخلق؛
شگفتا! من با بهترين مردم روى كره زمين و نيكوترين آفريدههاى خدا با شما مباهله مىكنم.»
اسقف مسيحى به همكيشان خود گفت:
من چهرههايى مىبينم كه اگر از خدا بخواهند كه كوهى را از جا بكند، خواهد كند ... آيا خورشيد را نمىبينيد كه رنگش دگرگون شده و افق را نگاه نمىكنيد كه ابرهاى سياه آن را دربرگرفته، بادهاى سياه و سرخ وزيدن گرفته و از كوهها دودى به هوا برخاسته است؟! عذاب به سوى ما روان شده است. به مرغان بنگريد كه آنچه را كه در سينه دارند قى مىكنند و به درختان نگاه كنيد كه چگونه برگهايشان مىريزد و به زمين بنگريد كه چگونه در زير پاى ما لرزان است[١].
[١] - ر. ك: تفسير قمى، ج ١، ص ١٠٤؛ حياة الحسن عليه السّلام، ج ١، ص ٤٩- ٥١. عده زيادى از حافظان و مفسران، مسأله مباهله را به اختصار و تفصيل بيان كردهاند؛ در اينجا به بعضى اشاره مىكنيم:
تفسير عياشى، ج ١، ص ٧٦- ١٧٧؛ مجمع البيان، ج ٢، ص ٤٥٢ و ٤٥٣؛ تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٣٧٠ و ٣٧١؛ تفسير عياشى، ج ١، ص ٧٦- ١٧٧؛ مجمع البيان، ج ٢، ص ٤٥٢ و ٤٥٣؛ تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٣٧٠ و ٣٧١؛ تفسير طبرى، ج ٣، ص ٢١١- ٢١٣، در اين تفسير آمده:
جرير گويد:« گفت: به مغيره گفتم: مردم در حديث نصاراى نجران روايت مىكنند كه على عليه السّلام در ميان همراهان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود. سپس گفت: اما شعبى آن را نگفته است. نمىدانم به خاطر بدبينى امويان نسبت به على عليه السّلام بوده است، يا اصلا در حديث نبوده.»
ما مىگوييم: احتمال اول درست است، زيرا نام على عليه السّلام در حديث به طور متواتر آمده و شكى در آن نيست؛ چنان كه ديديم و در بحثهاى آينده نيز خواهد آمد.
ر. ك: تفسير نيشابورى، ج ٣، ص ٢١٣ و ٢١٤؛ تفسير فخر رازى، ج ٨، ص ٨٠. رازى پس از بيان حديث عايشه كه مىگويد: رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اهل بيت را براى مباهله با خود برد و آنان را زير پارچهاى سياه رنگ جمع كرد و آيه تطهير را تلاوت كرد، مىگويد:« مفسران و محدّثان در صحّت اين روايت اتفاق نظر دارند»؛ التفسير الحديث، ج ٨، ص ١٠٨، نقل از: التاج الجامع للاصول، ج ٣، ص ٢٩٦، نقل از: مسلم و ترمذى؛ كشاف زمخشرى، ج ١، ص ٣٦٨- ٣٧٠؛ ارشاد مفيد، ص ٩٧؛ الصواعق المحرقه، ص ١٥٣ و ١٥٤؛ واحدى، اسباب النزول، ص ٥٨ و ٥٩؛ صحيح مسلم، ج ٧، ص ١٢٠ و ١٢١؛ البداية و النهايه، ج ٥، ص ٥٤؛ حياة الصحابة، ج ٢، ص ٤٩٢؛ حقائق التأويل، ص ١١٠- ١١٢؛ صحيح ترمذى، ج ٥، ٦٣٨؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ٣، ص ٣٦٨- ٣٧٠، نقل از:
افراد بسيار زياد؛ ينابيع الموده، ص ٥٢ و ٢٣٢ و ٤٧٩؛ دلائل النبوه ابو نعيم، ص ٢٩٨ و ٢٩٩؛ فرائد السمطين، ج ١، ص ٣٧٨ و نيز ج ٢، ص ٢٣- ٢٤؛ شواهد التنزيل، ج ١، ص ١٢٣ و ١٢٤ و ١٢٦ و نيز ج ٢، ص ٢٠؛ المسترشد فى الامامه، ص ٦٠؛ ترجمة الامام على عليه السّلام از تاريخ دمشق، ج ١، ص ٢٠٦( چاپ اول) و ص ٢٢٥( چاپ دوم) محمودى؛ مناقب خوارزمى، ص ٥٩ و ٦٠؛ كشف الغمه، ج ١، ص ٢٣٢ و ٢٣٣؛ الاصابه، ج ٢، ص ٥٠٣؛ معرفة علوم الحديث حاكم، ص ٥٠؛ تفسير فرات، ص ١٤- ١٦- ١١٧؛ امالى طوسى، ج ٢، ص ١٧٢ و نيز ج ١، ص ٢٦٥؛ الجوهرة فى نسب على عليه السّلام، ص ٦٩؛ ذخائر العقبى، ص ٢٥؛ روضة الواعظين، ص ١٦٤؛ ابن الحكم، ما نزل من القرآن فى اهل البيت، ص ٥٠؛ ابن صباغ، الفصول المهمه، ص ١١٠؛ مستدرك الحاكم، ج ٣، ص ١٥٠؛ اسد الغابه، ج ٤، ص ٢٦؛ سنن بيهقى، ج ٧، ص ٦٣؛ مسند احمد، ج ١، ص ١٨٥؛ ابن مغازلى، مناقب امام على عليه السّلام، ص ٢٦٣؛ و در پاورقى نقل از: نزول القرآن ابو نعيم( مخطوط)؛ در المنثور، ج ٢، ص ٣٨- ٤٠؛ از مصادر پيشين و بيهقى در الدلائل، ابن مردويه، ابن ابى شيبه، سعيد بن منصور، عبد بن حميد، ابن المنذر؛ و تفسير برهان، ج ١، ص ٢٨٦- ٢٩٠ از بعضى مصادر پيشين و از مقاتل و كلبى؛ تفسير الميزان، نقل از: بسيارى از مصادر پيشين و از: عيون اخبار الرضا؛ اعلام الورى؛ الخرائج و الجرائح حلية الاولياء و طيالسى؛ فتح القدير، ج ١، ص ٣٤٧ و ٣٤٨؛ تفسير تبيان، ج ٢، ص ٤٨٥؛ تفسير نور الثقلين، ج ١، ص ٢٨٨- ٢٩٠ از بعضى از منابع پيشين و از خصال، روضه كافى و ديگران؛ و نيز از نور الابصار، ص ١٠٠؛ المنتقى، باب ٣٨؛ در تفسير الميزان، ج ٣، ص ٢٣٥ گويد:
« ابن طاووس در كتاب سعد السعود گفته: من در كتاب ما نزل من القرآن فى النّبى و اهل بيته نوشته محمّد بن عبّاس بن مروان ديدم نوشته بود: خبر مباهله از ٥١ طريق نقل شده، و بعضى از افراد را كه طريق روايت به او منتهى مىشود، از صحابه دانسته است، از جمله:
حسن بن على عليهما السّلام، عثمان بن عفّان، سعد بن ابى وقاص، بكر بن سمال، طلحه، زبير، عبد الرحمن بن عوف، عبد اللّه بن عباس، ابو رافع( غلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله)، جابر بن عبد اللّه، براء بن عازب و انس بن مالك را شمرد.» ابن شهر آشوب در مناقب، ج ٣، ص ٣٦٨ و ٣٦٩ افراد زير را اضافه كرده است: ابو الفتح محمد بن احمد بن ابو الفوارس، ابن البيع در كتاب معرفة علوم الحديث، احمد در الفضائل، ابن بطه در الابانه و اشفهى در كتاب اعتقاد اهل السنه، خرگوشى در شرف النّبى، محمد بن اسحاق، قتيبة ابن سعيد، حسن بصرى، قاضى ابو يوسف، قاضى معتمد ابو العباس، ابو الفرج اصفهانى در كتاب الاغانى از افراد بسيار زياد؛ و در پاورقى حقائق التأويل، ص ١١٠ از منابع پيشين؛ و از تاريخ الخلفاء سيوطى، ٦٥؛ و از كامل ابن اثير، ج ٢، ص ١١٢؛ و از كنز العمال، ج ٦، ص ٤٠٧؛ و از تفسير خازن و در پاورقى از تفسير البغوى.
منابع زياد ديگرى در مورد داستان مباهله وجود دارد كه در كتاب مكاتيب الرسول، ج ١، ص ١٨٠ و ١٨١ ذكر شده است.