تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ١٣١
١٣. عبد الرحمن بن عوف بر امير المؤمنين عرضه داشت: با تو بيعت مىكنم كه به سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سيرت شيخين، ابو بكر و عمر، عمل كنى. حضرت از پذيرش آن سرباز زد، اما عثمان پذيرفت و در نتيجه خلافت را به دست گرفت و از شورا پيروز درآمد.
١٤. آنگاه كه براى خلافت با عثمان بيعت كردند، خطبهاى خواند و گفت:
«پس از عمل به كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، سه حق بر گردن من داريد: پيروى از كسانى كه قبل از من بودند، در آنچه بر آن اجماع داريد و آن را سنت قرار دادهايد، و عمل به آنچه كه شما سنت نكردهايد، اما مردم خيّر آن را با مشورت با بزرگان شما سنت قرار مىدهند.»[١]
١٥. امويان اصرار داشتند كه معاويه در منا نماز عثمان را بخواند. عثمان نماز را تمام به جاى آورده بود. با اين كه خود معترف بودند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در منا نماز را قصر به جاى مىآورد، از تداوم آن جلوگيرى كردند.
عثمان خودش نيز در مقابل سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر تحقق يافتن رأى و نظر خويش اصرار داشت و مىگفت: «اين انديشهاى است كه به ذهنم رسيده است.»[٢]
عثمان از امير المؤمنين عليه السّلام خواست كه در منا نماز را اقامه كند. حضرت از پذيرش آن سرباز زد، مگر اين كه نماز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را اقامه كند، اما عثمان نپذيرفت و حضرت نماز را اقامه نكرد. «از آن پس حكام و امرا در منا نماز عثمان
[١] - حياة الصحابة، ج ٣، ص ٥٠٥، نقل از: تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٤٤٦.
[٢] - ر. ك: البداية و النهايه، ج ٧، ص ١٥٤؛ حياة الصحابة، ج ٣، ص ٥٠٧ و ٥٠٨، نقل از: كنز العمال، ج ٤، ص ٢٣٩ از ابن عساكر و بيهقى؛ الغدير، ج ٨، ص ١٠١ و ١٠٢، نقل از منابع زير:
انساب الاشراف، ج ٥، ص ٣٩؛ تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٥٦؛ كامل ابن اثير، ج ٣، ص ٤٢؛ البداية و النهايه، ج ٧، ص ١٥٤؛ ابن خلدون، ج ٢، ص ٣٨٦.