تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٤٠
اعلى و ميوه برترى بودند كه اسلام اهتمام زيادى در حفظ و نگهدارى آن داشت و مىكوشيد تا آن را به عنوان يگانه نمونه عالى سازندگى خلاق معرفى كند كه به بالاترين درجات رشد و كمال رسيده است، و حتى اسلام مىتوانست پس از ناتوانى تمامى ادلّه و براهين، با تمام وضوح و روشنى و قاطعيت، در كاستن از حقد و كينه دشمنان، آن را به عنوان عزيزترين و گرانبهاترين چيزى معرفى كند كه مىتوان پس از اين مرحله در اثبات حقانيت و صداقت خويش تقديم داشت؛ اين مسأله، يك نمونه زنده در اثبات حقانيت اسلام است.
امكان ندارد كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در دعوى خويش دروغگو باشد، زيرا آمادگى دارد تا خود و كسانى را در راه اثبات اين مدّعا قربانى سازد، كه علاوه بر اين كه نزديكترين مردم به اويند، در قله نضج و كمال دينى قرار دارند؛ همانطور كه ديديم، رؤساى نصاراى نجران نيز بدين امر اعتراف داشتند، زيرا اگر چه محبت نزديكان، خود يك امر طبيعى است و انسان را وادار مىكند تا هر آنچه را كه در كف دارد فدا كند، اما فكر از دست دادن آنها را به خود راه ندهد، ليكن آن چيزى كه اين محبت را دو چندان مىكند و آن را تحكيم مىنمايد و بسيارى از احتمالات فدا ساختن خانواده و نزديكان را از بين مىبرد، اين است كه علاوه بر عامل قرابت نسبى، نزديكان از يك شخصيت متمايز با امتيازات، كمالات و فضيلتهايى برخوردار باشد كه ديگران فاقد آن هستند.[١]
اگر انسان آماده باشد تا چنين افرادى را از خانواده خويش فدا سازد، اين خود بهترين دليل در صدق مدعا و بارزترين گواه است كه اين فرد در دين، به طور
[١] - علّامه محقق، احمدى معتقد است: امكان دارد زمانى كه عباس، حسنين عليهما السّلام را براى استسقا( نماز باران) با خود بيرون برد و مانع از الحاق عمر به آن دو گرديد، و موقعى كه عمر به آنان تبرك جست، به او گفت: ديگرى را جز ما، با ما همراه مكن!( ديگران را با ما در هم مياميز!) به رسول اكرم اقتدا كرده باشد.« ر. ك: تبرّك الصحابة و التابعين، ص ٢٨٣- ٢٨٧.»