دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٦ - اردشیر میرزا
اردشیر میرزا
نویسنده (ها) : مسعود تاره
آخرین بروز رسانی : جمعه ١٥ دی ١٤٠٢
تاریخچه مقالهاردشیر میرزا \ardešīr mīrzā\، ملقب به رکنالدوله (د ١٢٨٢ ق/ ١٨٦٥ م)، حاکم تهران در سالهای ١٢٦٩-١٢٧٢ ق/ ١٨٥٣-١٨٥٦ م.
اردشیر میرزا پسر نهم عباس میرزا نایبالسلطنه بود. او پس از طی تحصیلات مقدماتی، برای آموزش فنون نظامی و علم توپخانه تحت آموزش یوسف خان گرجی، یکی از سرداران ایرانی، قرار گرفت. در ١٢٤٧ ق که عباس میرزا از مقر حکومت خود در اردبیل به عراق عجم، یزد، کرمان و خراسان رفت، اردشیر میرزا از سوی پدر به حکومت گروس و صاینقلعه تعیین شد و ٤ سال حکومت آن منطقه را بر عهده داشت. هنگامی که محمد شاه قاجار در ١٢٥٠ ق/ ١٨٣٤ م، به تخت نشست، تنی چند از پسران فتحعلی شاه، از آن میان اسماعیل میرزا، حاکم بسطام حاضر به اطاعت از وی نشدند و سلطنت را حق خود میدانستند. ازاینرو محمد شاه بهمنظور سرکوب شورش عموی خود، اردشیر میرزا را به بسطام گسیل داشت (بامداد، ٦/ ٣٩).
در سال ١٢٥١ ق، که محمد شاه به بهانۀ سرکوب شورش ترکمنها، و در اصل برای بازپسگیری هرات، از تهران عزیمت کرد، اردشیر میرزا به نیابت سلطنت و حکومت تهران (مُلک ری) تعیین شد و پس از بازگشت شاه، در ١٢٥٢ ق، مأمور حکومت مازندران گردید و به مدت ٧ سال حدود گیلان تا استراباد را تحت حکومت داشت («کتابچه ... »، ٥٧٣- ٥٧٨).
اردشیر میرزا در دورۀ سلطنت ناصرالدین شاه نخست در ١٢٦٤ ق، از سوی میرزا تقیخان امیرکبیر به حکومت لرستان و خوزستان تعیین شد (بامداد، ١/ ١٠٦)؛ سپس در ١٢٦٩ ق، ناصرالدین شاه که گویا بهدلیل شیوع بیماری وبا، اقامت در تهران را مناسب نمیدانست، پسر شیرخوارۀ خود معینالدین میرزای ولیعهد را در تهران گذاشت و از اردشیر میرزا خواست به تهران بیاید تا حکومت تهران را به او واگذار کند. اردشیر میرزا در تهران از ناصرالدین شاه منصب «میرپنجی» همراه با نشان حمایل مخصوص و خلعت دریـافت کرد (سپهر، ٣/ ١٢٢٢؛ وقایع ... ، ١٢٦٩ ق، شم ١١٩، ص ١) و تـا ١٢٧٣ ق حاکم تهران بود. پس از آن با لقب «رکنالدوله» بهجای فیروز میرزا نصرالدوله، برادرش، به حکومت آذربایجان مأمور شد (همان، ١٢٧٣ ق، شم ٣٣٢، ص ١، شم ٣٣٣، ص ١). رکنالدوله دیگربـار در ١٢٧٦ ق، بهعنوان حاکم گیلان تعیین شد و تا ١٢٧٨ ق بر این سمت بود (روزنامه ... ، ١٢٧٧ ق، شم ٤٧٤، ص ٥؛ بامداد، ١/ ١٠٧). اردشیر میرزا در ١٢٨٢ ق درگذشت. او اهل شعر و ادب بود (سپهر، همانجا) و در شعر «آگاه» تخلص میکرد. قاآنی شاعر معروف در شعری، اردشیر میرزا را ستوده است (ص ١٧٧).
زمانیکه اردشیر میرزا به حکومت تهران منصوب شد، میرزا موسى مستوفی دیوان اعلى از سوی ناصرالدین شاه بهعنوان وزیر تهران تعیین شد و از آن پس، به میرزا موسى وزیر شهرت یافت. میرزا موسى در آن زمان افزونبر مباشرت امور تهران، مسئول رسیدگی به امور خریدوفروش املاک دیوانی تهران و بلوکات و دهات خالصۀ دیوانی در اطراف دارالخلافه بود (وقایع، ١٢٦٩ ق، شم ١١٩، ص ١). بـرای ادارۀ شهر تهران نیز محمود خان کلانتر تعیین شد و کسی به نام میرزا سید میرزا نیز مستوفی دارالخلافه گشت. داروغۀ تهران و کدخدایان محلههای چهارگانۀ تهران نیز زیر نظر اردشیر میرزا فعالیت میکردند (همان، شم ١٣٥، ص ٢).
اردشیر میرزا در حکومت تهران بر امور شهر مستقیماً نظارت داشت. گزارشهایی از تنبیه و نفی بلد دزدان (همان، شم ١١٩، ص ٣)، و تنبیه نظامیـانی کـه در شهـر بـاعث زدوخـورد شده بودند (همـان، شم ١٢٥، ص ٢) در دسـت است که همگی در حضور اردشیر میرزا داوری و تنبیه شدند. تنبیه دزدان با اجرای احکام شرعی، همچون بریدن گوش یا دست آنها صورت میگرفت و مجرمان برای عبرت مردمْ مهار زده، و در شهر گردانده میشدند (همان، ١٢٧٣ ق، شم ٣٣٢، ص ٤). اردشیـر مـیـرزا در ١٢٦٩ ق، داروغۀ تهران را بهدلیل کوتاهی و بیتوجهی به امنیت بازار و بینظمی در گماشتن گزمههای شهر، از کار برکنار کرد و دو تن به نامهای عبدالعظیم بیک و محمدجعفر بیک را بهعنوان داروغه برگزید (همان، ١٢٦٩ ق، شم ١٢٩، ص ٢).
مهمترین حادثۀ دورۀ حکومت اردشیر میرزا در تهران، همهگیرشدن بیماری وبا ست. در سدۀ ١٣ ق/ ١٩ م، هر چند سال یکبار بیماری وبا بهصورت همهگیر در شهرهای ایران انتشار مییافت. در ١٢٦٩ ق، بیماری وبا دیگر بار در تهران شیوع یافت. این بیماری معمولاً ٤٥ روز شدت داشت. با آنکه در روزهای اول انتشار بیماری، ٦٠ تا ٧٠ تن در تهران تلف میشدند، گفته شده است که شدت بیماری نسبتبه دفعات پیشین کمتر بوده است (ناطق، ١٥-١٦). به هنگام شیوع وبا هر آنکس که میتوانست شهر را ترک کند، برای فرار از بیماری از تهران بیرون میرفت. ناصرالدین شاه و همۀ اعضای حرم و دربار نیز در این مواقع در بیرون شهر به سر میبردند. مهمترین مقام رسمی که در تهران میماند و به امور دارالخلافه رسیدگی میکرد، حاکم تهران بود. اردشیر میرزا در این دوره خود و مباشر او میرزا عیسى وزیر به تمام امور شهر نظارت داشتند. شاهزاده به بازدید از مدرسۀ دارالفنون میرفت، یا از علمای مقیم تهران دیدار میکرد. همچنین به کار قورخانه و جبهخانه رسیدگی میکرد و برای نظامیـانی که در تهران و توابع آن در مأموریت بودند و گرفتار بیماری وبا شده بودند، پزشک و امکانات درمانی فراهم میآورد (وقایع، ١٢٦٩ ق، شم ١٣٨، ص ٢-٣). بنابه گزارشی موسیو کرشیش معلم دارالفنون از بیم ابتلا به وبا، در شمیران ماند و به تهران پا نمیگذاشت؛ اردشیر میرزا ترتیبی داد تا یکی از عمارتهای نگارستان را که در آن هنگام بیرون از تهران قرار داشت، در اختیار او بگذارند تا بتواند برای تدریس در دارالفنون حاضر شود (همان، ص ١).
برگزاری مراسمی همچون عید قربان و عید غدیر که در نبود شاه با حضور ولیعهد خردسال برگزار میشد، از دیگر وظایف حاکم تهران بود (همـان، شم ١٣٩، ص ٢-٣، ١٢٧٠ ق، شم ١٨٦، ص ١-٢). در تهران رسم بود که هرسـاله در روز عید قربان، شتری را برای قربانی آماده میکردند. شتر قربانی در مصلای تهران که جلو باغ نگارستان قرار داشت، در حضور حاکم تهران و ولیعهد پس از اجرای مراسم عید قربـان نحر میشد (همـان، ١٢٦٩ ق، شم ١٣٧، ص ٢، ١٢٧٢ ق، شم ٢٨٩، ص ٢).
عمران و نوسازی بخشهای عمومی شهر و بازار که براثر فرسودگی احتمال تخریب آن میرفت، از دیگر کارهایی بود که اردشیر میرزا به آنها اهتمام داشت (همان، ١٢٧١ ق، شم ٢٣٩، ص ٢). بنـابه گزارش، او دستور ترمیم و بازسازی دروازهها و اصلاح رخنهها و شکافهای حصار شهر را صادر کرده بود (همان، ١٢٧٠ ق، شم ١٧٠، ص ١).
از دیگر وظایف اردشیر میرزا برگزاری مراسم ترحیم رسمی در تهران بود. هنگامی که میرزا ابوالقاسم امام جمعه به سال ١٢٧٠ ق درگذشت، اردشیر میرزا بهعنوان حاکم تهران در مراسم تشییع جنازه و مجلس فاتحهخوانی او حضور یافت (همان، ١٢٧١ ق، شم ٢٠١، ص ١٢٨٦).
اردشیر میرزا در منطقۀ جنوب غرب حصار قدیم تهران در جنوب بقعۀ سید نصرالدین، عمارت و باغی داشت که در «نقشۀ کرشیش» جانمایی شده است. در همان دوره، نشانی خانۀ اردشیر میرزا را میان دروازهمحمدیه و دروازهقزویـن گفتهانـد (روزنـامه، ١٢٧٩ ق، شم ٥٣٧، ص ٧). عیسى صدیق از این ملک، با نام باغ اردشیر میرزا یاد میکند و میافزاید که بخشی از این باغ در ١٣١٩ ق، به مالکیت عبدالله صدیقالتجار، پدر عیسى صدیق درآمد (ص ١٣).
مآخذ
بامداد، مهدی، شرححال رجال ایران، تهران، ١٣٧١ ش؛ روزنـامۀ دولت علیۀ ایران، تهران، ١٢٧٧ ق بب ؛ سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به کوشش جمشید کیانفر، تهران، ١٣٧٧ ش؛ صدیق، عیسى، یادگار عمر، تهران، ١٣٤٠ ش؛ قاآنی، حبیبالله، دیوان، تهران، ١٣٨٠ ش؛ «کتابچۀ اردشیر میرزا»، به کوشش سعیده سلطانیمقدم، پیام بهارستان، ١٣٩٠ ش، س ٤، شم ١٣؛ ناطق، همـا، مصیبت وبا و بلای حکومت، تهران، ١٣٥٨ ش؛ وقایع اتفاقیه، تهران، ١٢٦٧ ق بب .
مسعود تاره