دانشنامه تهران بزرگ - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٧٠ - میگون
میگون
نویسنده (ها) : ناصر پازوکی طرودی
آخرین بروز رسانی : شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقالهمیگون \ meygūn \ ، از شهرهای شهرستان شمیران که به همراه شهرهای اوشان و فشم مرکز بخش رودبار قصران را تشکیل میدهد.
میگون در °٥١ و ´٢٩ طول شرقی، و °٣٥ و ´٥٧ عرض شمالی، در ارتفاع ١١٤‘٢متری از سطح دریا، در فاصلۀ ٢٠کیلومتری شمال غربی لشکرک و حدفاصل فشم و شمشک واقع شده است. منتهاالیه جنوب شرقی میگون که به مرز فشم متصل است، محلی است به نام «گَلِ رودبار» که در گویش محلی به معنی دهانۀ رودخانه است.
در میان اهالی میگون، شایع است که صدها سال پیش میان مردم میگون و فشم نزاعی درگرفت و در جریان آن دختری از اهالی فشم کشته شد. این اتفاق موجب بروز فتنهای شد که چندین سال ادامه یافت. سرانجام، مردم میگون حاضر شدند برای پایان یافتن درگیریها بخشی از زمینها و مراتع خود را که هممرز با زمینهای اهالی فشم بود، به آنها واگذار نمایند تا غائله خاتمه یابد و این کار صورت گرفت. بنابر این شایعه، مرز اولیۀ دو روستای میگون و فشم که محلی به نام «سامون» (در گویش محلی به معنی حد و مرز) است و حدود ٢٠٠‘١ متر پایینتر از محل مرز فعلی قرار دارد، به محل گل رودبار منتقل شد.
فاصلۀ میان مرز کنونی فشم و میگون از گل رودبار تا میدان مطهری حدود ٥١٠‘١ متر است. حد شرقی محدودۀ شهر میگون کنونی محلی به نام گردنهسر و هُمون یا هُمند (محل هموار) است که امروزه به نام میگون نو خوانده میشود.
در حدفاصل میگون نو و شهر میگون تپۀ منفرد نسبتاً بزرگ و بلندی وجود دارد که در قدیم آن را گِرْزول (در گویش محلی به معنی موش) مینامیدند و امروزه ارضطول نام دارد. ٢-٣ سال پیش از وقوع انقلاب ١٣٥٧ ش، حدود ٨ متر از نوک تپه را بریده، آن را تسطیح کردند و بخشی از ساختمان هتل ایرانگردی و جهانگردی را بر فراز آن ساختند؛ اما با وقوع انقلاب، کار تعطیل شد و مجدداً حدود سال ١٣٦٥ ش، کار ساخت آن از سرگرفته شد و از ١٣٧٥ ش به بعد مورد بهرهبرداری قرار گرفت، اما رونق چندانی ندارد.
حد شمال غربی شهر میگون که مجاور مرز شهر شمشک است، درۀ گاوچال نام دارد و حدود ٦٥٠ متر بالاتر از تنگۀ هملون واقع است. نام مناطق و مزارع و کوههای اطراف شهر میگون، از محل گاوچال و در جهت عکس حرکت عقربههای ساعت، عبارتاند از: کوه قلهک که در سمت غرب درۀ گاوچال قرار دارد؛ دره یا تنگۀ هملون که در سمت جنوب کوه قلهک واقع است و خود شامل مناطق تنگسر، دهدله (میان ده)، چشمۀ سیدگاهره، کیاچال و کبودچال است که متعلق به طایفۀ کیارستمی است، و روبهروی آن، آبخوره، و بالای آن کوه سیچال نام دارد و به مزارع و مراتع دربندسر منتهی میشود.
کوه جنوبی تنگ هملون قلادوش و کوهاستوار نام دارد و قلعۀ کیقباد میگون بر فراز کوه قلادوش قرار دارد. در سمت جنوب غربی کوههای قلادوش و کوهاستوار، کوه بلند هملون با ارتفاع حدود ٩٥٠‘٢ متر واقع است و بلندترین قلۀ آن در جنوب، استرچال با ارتفاع ١٠٠‘ ٣ متر، و قلۀ صندوقچال با ارتفاع ٣٥٧‘ ٣ متر در غرب به مرز کوههای شمال شرقی شهرستان کرج منتهی میشود.
از تنگۀ هملون به سمت جنوب و به سمت شهر میگون منطقهای وجود دارد که در آن عرض تنگۀ اصلی رودخانۀ جاجرود به کمتر از ٣٠ متر کاهش مییابد. این منطقه را اهالی میگون تنگ میگون مینامند. در سمت جنوب این تنگه رستوران کوهستان قرار دارد که در ١٣٦٩ ش تأسیس شده است. در این محل، پیش از تأسیس رستوران، یک واحد مرغداری وجود داشت.
در سمت شمال تنگ میگون و مقابل رستوران کوهستان، در سالهای ١٣١٢-١٣١٤ ش که جادۀ لشکرک به شمشک برای انتقال زغالسنگ به تهران در دست احداث بود، دو تونل ایجاد شده که در نوع خود کمنظیر است. این تونلها به جای دو بدنه و سقف دارای یک بدنه و سقف است و سمت جنوب آنها دارای دیواره و بدنه نیست. اهالی میگویند تونل سمت جنوب شرقی را شخصی به نام حبیبالله خان، و تونل سمت تنگۀ هملون را مهندس حاکمی سرپرستی، و احداث کرده است.
در سمت شمال تنگ میگون و در بالای تونلهای یادشده، مسیر جوی آبی وجود دارد که از میان صخرهها و چند تونل کوچک آبراهه عبور میکند. این جوی آب را شخصی به نام کدخدا اصغر شمشکی، با کمک مهندس فخرایی و مهندس خادم، طراحی، و اجرا کرده است. این نهر، که از بالای تنگۀ هملون آغاز میشود و تا محل نساءهمون در سمت شرقی شهر میگون و غرب میگون نو ادامه مییابد، آب مورد نیاز مصرفی مردم و باغهای آنها را تأمین مینماید و در آبادانی و توسعه و پیشرفت شهر میگون بسیار مؤثر بوده است و امروزه نیز نقشی حیاتی برای شهر ایفا میکند. این طرح مهمترین و اساسیترین طرح آبیاری میگون به شمار میآید و پس از آن هیچ اقدام مهم دیگر آبرسانی انجام نگرفته است که به اندازۀ آن اهمیت داشته باشد.
نام مناطق و مزارع دیگر شهر میگون بعد از تنگۀ هملون عبارتاند از: جوزدارکوشوک (محلی که در آن چند درخت گردو وجود دارد)؛ کرچچال، که زیر آن رستوران کوهستان واقع است؛ واکَشَک (محل بادگیر)؛ پَسوند؛ تخت وثوقالدوله (محلی که وثوقالدوله در تابستان برای تفرج و تفریح در آنجا چادر میزد)؛ لوسر پایین؛ لوسر بالا، که چشمۀ آب بسیار خوبی داشت؛ بندارکوه (کوه زیر درخت)؛ درازمردوک؛ رجدارکر (ردیف درخت کر) که مربوط به طایفۀ سلیمانیها ست؛ سیلواز، که مرتع عمومی بود و شخصی به نام وجیهه سلیمانی آنجا را غصب کرده، و به نام خود سند مالکیت گرفته بود، اما اهالی میگون اعتراض نمودند، سند آن را باطل کردند و دوباره متعلق به عموم اهالی میگون شد؛ سیلوازچالک؛ زیرچالک؛ ناوه؛ و تِلارسر.
در بالای تلارسر محلی به نام استرچال وجود دارد که کوه بلندی است و به درۀ آهنگرک ختم میشود. اراضی و مراتع درۀ آهنگرک متعلق به اهالی پایینمحله است. در جنوب درۀ آهنگرک، مناطق و اراضی پاوش و کوه نسبتاً بلند اسبچال وجود دارد که حد مرزی میگون و آهار است. در جنوب شرقی اسبچال، محلی به نام چالک واقع است. در سمت جنوب شهر میگون و درۀ آهنگرک، اراضی مَرْشک، کُلاکی و کیانچال قرار دارد و به گل رودبار (مرز فشم و میگون) ختم میشود.
در سمت شرق جادۀ فشم به میگون، بعد از گل رودبار، درۀ آبشار، اراضی نسا، باغبن (بیخ باغ) و اراضی همون واقع است و جادۀ میگون به میگون نو از آنجا عبور میکند.
اراضی و مزارع میگون نو عبارتاند از: مزکتک؛ گردنۀ سرهمون؛ نرمزرشکک؛ کلهخاکسر (بالای سرخاک)، که گورستان فعلی شهر میگون در آنجا قرار دارد؛ معدن سنگ زگا، که زرگاه نیز نامیده میشود؛ سفیدکمرچال؛ گُلِنگگاه؛ چپدره؛ خربزدره؛ سیالیز (زمینی که به رنگ سیاه و بسیار لیز و لغزنده است)؛ ارضطول یا گِرزول؛ و در پایین ناحیۀ ارضطول نیز این مکانها قرار دارند: پهنه، مزرعۀ ویوچال، زردِگل، پشتده، سرخبندی، درهحبیب، بزرنیا (راه بُزرو)، خاسیوش، زیر خاسیوش تنگبِن، پلکدره (درهای که پلک در آن زیاد میروید؛ پلک گیاهی یکساله با برگهای پهن است)، پاتِله، کَمَندون، و کوه آوک که در سمت شمال رستوران کوهستان در تنگ میگون واقع است.
نام کوه آوک در برخی نقشهها به شکل آبک نوشته شده است، اما اهالی محل آن را آوک تلفظ میکنند. در سمت جنوب این کوه و درۀ اصلی، کوه خانیک قرار دارد. در منتهاالیه شرق شهر میگون کوه دیملا واقع شده که هممرز با روستای روته است. در سمت شمال شرقی میگون، کوه آوک قرار دارد که بلندترین نقطۀ آن، با ارتفاع ٤٨٨‘ ٣ متر، دیواره نامیده میشود و مجاور معدن زغالسنگ فیچال روته است.
در منتهاالیه جنوب میگون، میانکوه یا کوه دالون قرار دارد که هممرز روستای آهار است و در سمت غرب میگون دو کوه خانیک، و استرچال، قرار دارد که ادامۀ آنها به کوه آهاربشم به مرز شهرستان کرج منتهی میشود.
شهر میگون تا پیش از دوران پهلوی، روستای کوچکی بود که به سبب دور بودنش از تهران نسبت به شهرهای لواسان، اوشان و فشم چندان توسعه و گسترش نیافته بود، اما پس از احداث جادۀ لشکرک به شمشک روزبهروز بر رشد و شکوفایی آن افزوده شد و امروزه بیش از شهرهای یادشده مورد توجه خوشنشینان واقع شده، ساختمانهای بزرگ و پرهزینهای در آن ساخته شده، و از هر طرف رو به گسترش است.
شهر میگون در اواسط دورۀ پهلوی دارای ٤ محله بود و هر محله نیز به طایفههای خاصی تعلق داشت. محلههای چهارگانۀ میگون عبارت بودند از: ١. بالامحله که طایفههای کیارستمی، سلیمانی، طیبی، خاناحمدی و گشتاسبی در آن ساکن بودند؛ ٢. کیامحل که طایفههای سالارکیا، شعبانبلوکات و شمسالدینی در آن سکونت داشتند؛ ٣. پایینمحل که طایفههای محمدی، ایوبی، کربلایی محمدی و بهرامی در آن مستقر بودند؛ و ٤. ساداتمحل که طایفههای میراسماعیلی و میرمحمدی ــ که از سادات بودند ــ و رجب بلوکات و رجبنیا در آن ساکن بودند. در پی توسعه و گسترش میگون در دوران پهلوی، خانوادههای غیربومی در محلهها و اطراف شهر ساکن شدند که شمار آنها بسیار زیاد است؛ اما بومیان میگون همانهایی بودند که در محلههای چهارگانه سکونت داشتند و بیشتر آنها هماکنون نیز حضور دارند.
برخی از رجال و شخصیتهای مهم دوران قاجار و پهلوی، مانند خاندانهای وثوقالدوله، امجدالدوله، فخرالدوله، فصیحی، کیهان، هومن، بیات شیرازی و پورزنجانی در نقاط مختلف میگون، بهویژه قلعهباغ، که جزو بالامحله بود، اقامتگاه تابستانی داشتند. سکونت آنها در میگون موجب رونق آن شد. ازجملۀ افرادی که در توسعه و آبادانی میگون نقش مهمی ایفا کرد، شخصی به نام محمدعلی مظفری بود که در خیابان مولوی تهران املاک فراوان داشت و در همانجا نیز یتیمخانهای با ساختمانی بزرگ احداث کرده بود و بخشی از املاک خود را برای تأمین هزینۀ یتیمخانه وقفکردهبود. از دیگر کسانی که برای میگون زحمت فراوان کشید، سرهنگ بقایی، رئیس شهربانی تهران در اوایل حکومت پهلوی دوم بود.
بافت تاریخی و روستایی اولیۀ شهر میگون در اطراف و جوانب محل تقاطع رودخانۀ کوچک و فصلی آهنگرک و رودخانۀ جاجرود و اطراف بنای امامزاده سید میرسلیم ساخته شده بود و دارای حمام تاریخی، مسجد و خانههایی به سبک خانههای روستایی بود که طرح کلی آنها چنین بود: حیاطی کوچک در مرکز و اتاقهایی در اطراف، یا دو اتاق بزرگتر و عموماً ٥ × ٣ متر در دو طرف و اتاقی کوچکتر به ابعاد ٤ × ٣ متر در وسط و ایوانی کوچک با ٣ ستون چوبی که دو ستونِ دو طرف به دیوار اتاقهای جانبی چسبیده، و ستونی در وسط بود و در برخی از خانهها نیز ٣ اتاق در جلو و اتاقهایی به عنوان انباری و پستو در عقب قرار داشت و ایوانی مسقف جلو همۀ اتاقها را میگرفت.
خانههای افراد اعیان دارای ٣ در ورودی، هشتی، حیاط مرکزی و اتاقهایی به عنوان سهدری، پنجدری، تالار، مطبخ، انباری و بخشهای زمستاننشین و تابستاننشین بود. از بافت قدیمی و تاریخی و خانههای اصیل و بومی منطقه در میگون هیچ اثری باقی نمانده است. بنای اولیه و تاریخی امامزاده سید میر سلیم، حمام و مسجد تاریخی آن تخریب، و نوسازی شدهاند.
مسجد جامع کنونی شهر میگون ــ در محل قبلی و به همت اهالی و معتمدان محل، بهویژه آقای حاج علی مؤمن کیارستمی و کمکهای مالی بیدریغ شخصی به نام بیات شیرازی که بخشی از باغ خود را نیز به مسجد اختصاص داد ــ در ١٣٢٩ ش پیریزی، و ساخته، و طی سالیان اخیر چندینبار مرمت گشته، و توسعه داده شده است.
گورستان تاریخی و قدیمی میگون در محل فعلی میدان مرکزی شهر که به نام شهید مطهری نامگذاری شده است، قرار داشت و سنگ قبرهای مهمی که یک نمونۀ آن متعلق به ١١٠٠ ق بود، در جریان احداث میدان و توسعۀ آن، نابود شدند. گورستان کنونی شهر میگون در مسیر راه میگون نو و در محلی به نام کلهخاکسر واقع است و به همت حاج علی مؤمن کیارستمی حسینیهای نیز برای حضور مردم و برگزاری مراسم کفن و دفن و مراسم ختم در آنجا احداث شده است.
از خانههای تاریخی میگون تنها دو خانه متعلق به اواسط دورۀ پهلوی به نامهای خانۀ آقای پناهی و خانۀ آقای هومن باقی مانده است. خانۀ آقای هومن در ضلع غربی شهر میگون و بر بالای تپۀ مشرف بر شهر واقع است که اهالی محلی آنجا را تالارسر یا تلارسر مینامند. این خانه در ١٣٨٢ ش با شمارۀ ٤٠٠‘١٠ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
محوطۀ بنای امامزاده میرسلیم، پس از تخریب اثر تاریخی آن، با همت و تلاش فردی به نام سید اسدالله میرمحمدی ــ که از بزرگان و عالمان میگون بود و بخشی از باغ و زمین خود را که مجاور امامزاده بود، به امامزاده ضمیمه کرد ــ گسترش یافت و بنای نوسازی با مصالح آجر، سنگ، سیمان و آهن در آن احداث شد.
شهر میگون که بافت تاریخی و بنای امامزاده سید میرسلیم آن به کلی تخریب، و نوسازی شد، بهجز دو خانۀ تاریخیِ معرفیشده، دارای دو اثر باستانی دیگر با قدمت بیش از ٥٠٠‘١ سال است که یکی از آنها به نـام محـوطۀ تـاریخی ـ فـرهنگی لارهملـون، بـهسبـب تعدیهای بیشمار و حفاریهای غیرمجاز توسط حفاران قـاچاق، ارزش تاریخی ـ فرهنگی خود را از دست داده است. دیگر اثر ارزشمند تاریخی ـ فرهنگی میگون قلعۀ کیقباد است که بر بالای کوه قلادوش و در سمت جنوب شرقی تنگۀ هملون واقع شده است. این اثر در مهر ١٣٨٢ با شمارۀ ٤٠١‘١٠ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
افزون بر آثار یادشده، دو غار باستانی در تنگۀ هملون وجود دارد که اهالی آنها را اُسبول کوچک و اسبول بزرگ مینامند (اسبول در زبان محلی به معنای غار است). برخی مواد و شواهد فرهنگی، ازجمله ابزارهای سنگی و قطعات سفالهایی از دورۀ ماقبل تاریخ، در این غارها یافت شده است؛ اما شمار آنها در حدی نیست که بتوان حکم قطعی در مورد باستانیبودن غارها صادر کرد. تحقق این امر منوط به انجام دادن کاوشهای باستانشناختی است.
بناهای فعلی میگون را میتوان به دو دستۀ عمده تقسیم کرد:
دستۀ اول بناهاییاند که در هستۀ مرکزی شهر و در محدودۀ بافت تاریخی آن و در مجاورت درۀ آهنگرک در دو طرف رودخانۀ جاجرود و مجاور بلوار شاهد احداث شدهاند. این ساختمانها عمدتاً کوچکاند و بیش از ٣ یا ٤ طبقه ندارند و در میان آنها کوچههای تنگ و باریک با امکان دسترسی دشوار وجود دارد. جمعیت در این قسمت بسیار متراکم است و ساکنان آن عموماً بومیاند؛ مغازهها شکل و ترکیب سنتی دارند و برخی مشاغل سنتی در آنها دیده میشود. بلوار شاهد، که در دو طرف رودخانۀ جاجرود ساخته شده، و دارای عرضی محدود است و عبور و مرور در آن به دشواری صورت میگیرد، شاهرگ اصلی شهر را تشکیل میدهد. شمالیترین نقطۀ این بلوار تنگبن، و جنوبیترین نقطۀ آن اراضی کلاکی خوانده میشود.
دستۀ دوم از بناها و بافت شهری میگون در محدودۀ دورتر از مرکز تاریخی شهر، بهویژه در منطقۀ میگون نو و در دو طرف ادامۀ جادۀ میگون به سمت شمشک، ساخته شدهاند. این ساختمانها دارای سبکهای مدرن و پستمدرناند و با صرف هزینههای گزاف، در مساحتهای بسیار بزرگ، و عموماً با بیش از ۴ طبقه برپا شدهاند. مالکان و ساکنان این خانهها نسبت به اهالی بومی منطقه و شهر بسیار بیگانهاند و عموماً مراودهای با یکدیگر ندارند. تفاوت فرهنگ رفتاری و اجتماعی ساکنان این بخش از شهر با بخش سنتی و بومی گاهی موجب بروز مشکلاتی نیز میگردد.
شغل مردم میگون در گذشته کشاورزی، بهویژه کشت محصولات دیم نظیر عدس، نخود، ماش، گندم و جو، و باغداری، و عمدۀ محصولات باغی آنها سیب شمرانی، گردو، گیلاس و آلبالو بود. افزون بر کشاورزی و باغداری، دامداری از مشاغل پرطرفدار در منطقه به شمار میآمد. وجود مراتع سرسبز و پرعلف در اطراف میگون، مانند درۀ آهنگرک، کوههای استرچال و خانیک، و درۀ هملون در جنوب و غرب، و کوه اوک یا آبک، خربزدره، کوه دیملا، و مراتع هامون و قرقکوه و سیالیز در شمال و شرق میگون، بسترهای بسیار مناسبی بود که حرفۀ دامداری را بسیار پررونق، پرمنفعت و پرطرفدار میکرد.
این مشاغل از اواخر حکومت پهلوی به مرور ایام متروک شدند و اهالی میگون به کارهای راحتتر و شاید پرسودتر، اما با وابستگی بیشتر به دیگران، روی آوردند. بخشی از جوانان میگونی به تهران مهاجرت کرده، و به مشاغل اداری و دولتی روی آوردهاند. گروه دیگری از آنها که در زادگاه خود ماندهاند، عموماً مزارع، مراتع و باغهای خود را رها کرده، بخشی از آنها را فروخته، و سرمایهای به دست آورده، و مغازهای دایر کردهاند و به ارائۀ خدمات به همشهریان خود یا تازهواردان و مسافران رهگذر مشغول شدهاند.
امروزه (۱۳۸۹ ش) دیگر در میگون باغ بزرگ و حقیقیای که درآمدزا باشد و توجه کامل و وقت کسی را به خود اختصاص دهد، وجود ندارد. آنچه در نگاه کلی به میگون، به صورت باغ و درخت دیده میشود، درختانیاند که در داخل باغچه یا حیاط خانهها یا در مسیر کوچهها و خیابانها کاشته شدهاند و درآمد قابل توجهی ندارند و اگر محصول اندکی نیز میدهند، نوبرانه است، و کفاف اهالی خانهها را نیز نمیدهند.
آب مورد نیاز باغها و باغچهها و درختان حیاط خانهها عموماً از رودخانۀ جاجرود تأمین میشود، اما در برخی مناطق نیز چشمههایی وجود دارد که از آب آنها نیز برای آبیاری استفاده میشود. این چشمهها در سالهای اخیر، به سبب کاهش نزولات جوی یا مداخلات غیراصولی مردم در حفر و شکافتن زمین برای انجام ساختوساز یا عمران و آبادانی و توسعۀ تأسیسات شهری، در اواسط تابستان به کلی میخشکند.
آب آشامیدنی مردم میگون از چشمهای به نام سرخگردنی، تأمین میشود که در دامنۀ غربی کوه آوک میجوشد و به وسیلۀ لوله به مناطق و محلات شهر میگون منتقل میشود. میزان آب چشمۀ یادشده به حدی است که کمبودی وجود ندارد. کیفیت آب چشمۀ سرخگردنی بسیار مطلوب است. پیش از لولهکشی و انتقال آب این چشمه به شهر میگون، اهالی شهر آب آشامیدنی خود را از چشمهای به نام چشمهخزان که در بالامحله وجود داشت، برداشت میکردند.
در ۱۳۳۳ ش، سیل ویرانگری از ارتفاعات اطراف شهر میگون به سمت شهر جاری شد و خسارات فراوانی به بار آورد و خانههای زیادی را ویران کرد و موجب کشته شدن حدود ۱۵ نفر شد. اهالی میگون برای جلوگیری از تکرار این فاجعه، با کمک جمعیت شیر و خورشید سرخ که پس از انقلاب اسلامی نام آن به جمعیت هلال احمر تغییر کرد، اقدام به دیوارکشی و سدبندی مسیر دو طرف رودخانه کردند. در جریان این اقدام، چشمهخزان بهرغم میل مردم در بدنۀ دیوار دفن شد.
در سمت شمال رودخانۀ جاجرود و روبهروی چشمهخزان، چشمۀ دیگری به نام چشمۀ مش رجب (مشهدی رجب) وجود داشت که اهالی ساکن در سمت شمال و شرق رودخانۀ میگون آب مصرفی خود را از آن تأمین میکردند. این چشمه بر اثر جریان سیل یادشده به کلی دفن، و ناپدید شد. افزون بر چشمههای گفتهشده، چند چشمۀ دیگر نیز در میگون وجود داشت که برخی از آنها مقدس بودند.
یکی از این چشمهها که به آب شفا شهرت داشت و مقدس بود، در بالامحل و در محلی به نام سنگمیون (وسط یا میان سنگ)، در زمینهای شخصی به نام خانم احترامملوک واقع بود. این خانم زمینهای خود را به شخصی زردشتی به نام آبادیان فروخت. او گرداگرد زمینهای یادشده را دیوارکشی نمود و دیگر اجازۀ استفاده از چشمه را به اهالی محل و دیگران نداد. آب این چشمه سرد بود، اما برای آشامیدن مناسب نبود؛ با این حال موجب درمان بیماریهای جلدی و پوستی میشد و اهالی معتقد بودند که نظرکرده است. در کنار این چشمه، درخت چنار بسیار بزرگ و کهنسالی وجود داشت که عمر آن بیش از ۴۰۰ سال بود. اهالی میگویند آن درخت حدود ۱۰۰ سال پیش خشکید و آن را قطع کردند؛ اما از ریشۀ آن شاخههای جدید روییده است که عمر آنها به حدود ۱۰۰ سال میرسد و اکنون هفتچنار نامیده میشود.
چشمۀ دیگری در پایینمحل و در مکانی به نام مرشک وجود دارد که به نام چشمۀ کیمین معروف است. این چشمه آب اهالی پایینمحل را تأمین میکرد و هماکنون نیز وجود دارد و از آن برای آبیاری باغها استفاده میشود.
دو چشمه نیز به نامهای کهریز و هفتچشمه در اراضی تلارسر در بخش غربی شهر میگون وجود دارد که باغها و زمینهای کشاورزی آن ناحیه از آب آنها آبیاری میشوند. هر سالی که وضعیت بارش باران مناسب باشد، آب چشمهها فراوان است و باغها سرسبزند؛ اما در سالهای کمبارش مردم برای آبیاری باغها دچار مشکل میشوند.
شهر میگون در وضعیت کنونی دارای حدود ۷۵۰ خانوار جمعیت ثابت در زمستان و تابستان است. این جمعیت در تابستان به بیش از ۵۵۰‘۱ خانوار افزایش مییابد. در این شهر، شعبهای از بانک ملی و شعبهای از بانک صادرات، درمانگاه بهداشتی و درمانی، ۳ دبستان ابتدایی، دو مدرسۀ راهنمایی دخترانه و پسرانه و دو دبیرستان دخترانه و پسرانه، و یک شعبه از دانشگاه پیام نور فعالیت دارند.
مردم شهر میگون در جریان دفاع مقدس ۳۳ نفر شهید، و ۷ نفر جانباز به میهن اسلامی تقدیم کردهاند.
شهر میگون به سبب قرار داشتن در منطقهای مرتفعتر نسبت به شهرهای لواسان و اوشان و فشم، داشتن آبوهوای خنکتر، و نزدیکی به شمشک و پیست اسکی دیزین، قابلیت بسیار خوبی برای توسعۀ گردشگری و بهویژه سرمایهگذاری گردشگری بینالمللی در زمینههای گردشگری درمانی و طبیعی دارد، اما شرط اساسی آن این است که طرح جامع و اساسی آن با مطالعۀ همهجانبه و توجه ویژه به حفظ محیط زیست و منابع طبیعی آن تهیه، برنامهریزی و اجرا شود.
ناصر پازوکی طرودی